هلاك خواهند شد » .
راوى مىگويد كه عرض كردم : كى مقصود است از قول آن جناب :
« إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ »
، فرمود كه : « ايشان ، شيعيان مايند ، و خدا از براى رحمت خود ايشان را آفريده و همين معنى قول آن جناب است كه :
« وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ »
، مىفرمايد كه : « ايشان را آفريد از براى فرمانبردارى امام ، كه رحمتى است » كه در باب آن مىفرمايد :
« وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ »
، يعنى : « و رحمت من به هر چيزى رسيده است » . و حضرت فرمود كه : « خدا مىفرمايد كه : امام ، مردم را تعليم داده و علم او كه از علم خدا است ، فرا گرفته هر چيزى را كه مراد از آن ، شيعيان ما است .
بعد از آن فرموده كه :
« فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ »
« 1 » ، يعنى : « پس زود باشد كه بنويسم و ثابت گردانم آن رحمت را از براى آنان كه پرهيز مىكنند » ، و حضرت فرمود : « يعنى : از ولايت غير امام و طاعت او . پس فرموده :
« يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ »
( و در باب اينكه ائمه ، نور خداى تعالىاند ، مذكور شد تا آخر آنچه در اينجاست . و اگر چه ظاهر اين است كه ضمير
يَجِدُونَهُ
به رسول نبى امّى كه در پيش مذكور است ، برگردد ، ليكن امام عليه السلام فرموده كه ) يعنى : پيغمبر صلى الله عليه و آله و وصى و قائم را
« يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ »
( و ظاهر اين است كه قائم ، عطف بر نبى و وصى نباشد ، بلكه مبتدا باشد و ما بعد آن خبر و معنى اين باشد كه : ) قائم ايشان را امر به معروف مىكند ، چون قائم و ظاهر شود ،
« وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ »
( و در قرآن ، منكَر به فتح كاف است و ظاهر اين حديث ، كسر آن است ؛ زيرا كه مىفرمايد : ) و منكر كسى است كه فضل امام را انكار كند ، و جاحد آن باشد » ( و بعضى گفتهاند : كه چون منكَر به فتح كاف ، مستلزم منكِر به كسر كاف بود ، لهذا منكَر را به منكِر تفسير فرمود )
« وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ »
، و حضرت فرمود كه : « طيبات ، فرا گرفتن علم است از اهل آن ،
« وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ »
، و خبائث ، گفتار كسانى است كه مخالف حق باشند . . . .
« وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ »
( و ظاهر اين است كه قرائت حضرت ، چون بعضى از قراء ،
« إِصْرَهُمْ »
باشد ؛ زيرا كه مىفرمايد : ) و آنها گناهانى است كه در آنها و مشغول آنها بودند ، پيش از معرفت ايشان به فضل امام ، و
« وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ »
، و اغلال ، آن چيزى است كه پيوسته مىگفتند از آنچه به آن مأمور نشده بودند ؛ از ترك كردن فضل امام ، و چون فضل امام را شناختند ، خدا
هامش
( 1 ) . اعراف ، 156 .