امامان عليه السلام از ذريّهء ايشان عليه السلام ، شاخههاى آن و علم ائمه ، ميوهء آن ، و شيعيانِ مؤمنان ايشان ، برگهاى آنند » . و فرمود كه : « آيا در اين درخت ، زيادتى هست ؟ » ( و بنابر بعضى از نسخ ، شائبهء غشّ و بدى در آن هست ) .
راوى مىگويد كه : عرض كردم : نه به خدا سوگند . حضرت فرمود : « به خدا سوگند ، كه مؤمنى متولد مىشود ، پس ، يك برگ در آن به هم مىرسد ، و مؤمنى مىميرد ، پس يك برگ از آن مىافتد » .
1168 / 81 . محمد بن يحيى ، از حَمْدان بن سليمان ، از عبداللَّه بن محمد يمانى ، از منيع بن حجّاج ، از يونس ، از هِشام بن حكم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى تعالى :
« لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ »
، كه آن حضرت فرمود : « يعنى : در ميثاق و وقت پيمان گرفتن .
« أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً »
« 1 » . حضرت فرمود كه : « اقرار كردن به پيغمبران و اوصياى ايشان و امير المؤمنين عليه السلام بخصوص » و فرمود كه : « ايمان آن تن ، نفع نمىدهد ؛ زيرا كه ايمان از آن ربوده شده است » .
1169 / 82 . و به همين اسناد ، از يونس ، از صَبّاح مُزنى ، از ابو حمزه ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است در قول خداى عزّوجلّ :
« بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ »
، يعنى : « نه چنان است كه ايشان مىگويند كه آتش به ايشان نرسد ، مگر در اندك زمان ، بلكه هر كه خصلت بدى را كسب كند ، و فرا گيرد او را گناه او » ، و حضرت فرمود كه : « آن در هنگامى است كه امامت امير المؤمنين عليه السلام را انكار كند ،
« فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ »
« 2 » ، پس آن گروه ، اهل دوزخاند كه ايشان در آن آتش ، هميشه خواهند بود » .
1170 / 83 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از ابن ابى نصر ، از حَمّاد بن عثمان ، از ابو عبيدهء حذّاء كه گفت : سؤال كردم از امام محمد باقر عليه السلام از توانايى بنده و گفتهء مردم كه مىگويند : بنده ، مجبور است . پس اين آيه را تلاوت فرمود كه :
« وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ »
« 3 » ، يعنى : « و هميشه مردم با هم اختلاف دارند ، مگر آن كسانى كه پروردگار تو ايشان را رحم فرمود ، و از براى همين ، ايشان را آفريده » . و حضرت فرمود كه : « اى ابو عُبيده ، مردم در برخوردن سخن و فهميدن آن ، مختلفاند و همهء ايشان ،
هامش
( 1 ) . انعام ، 158 .
( 2 ) . بقره ، 81 .
( 3 ) . هود ، 118 .