تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
كوشش نمايند بر آن‌كه شرك آورى به من ، و انبازگيرى آنچه را كه نيست تو را به استحقاق شريك گردانيدن آن دانشى ( بر وجه تقليد محض ، بدون دليلى كه دلالت كند بر استحقاق آن ، بلكه دليل قائم است بر عدم استحقاق ) ، پس فرمان مبر ايشان را » . ( و حضرت بعضى از آيه را ذكر فرموده با مراد از آن ) كه ترجمهء آن ، اين است : « و اگر با تو مجاهده نمايند بر آن‌كه شرك‌آورى به من ، ( مىفرمايد كه : يعنى : انبازگيرى ) در باب وصيّت و عدول كنى و بيرون روى از آن‌كه به فرمان‌بردارى او ، مأمور شده‌اى ، پس ايشان را فرمان مبر و سخن ايشان را مشنو » . [ تتمه حديث ] « بعد از آن ، گفتار را گردانيده و رو آورده به بيان حال دو پدرى كه اول ذكر شدند و فرموده :
« وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً »
، يعنى : و مصاحبت كن با ايشان در زندگانى دنيا ؛ مصاحبتى كه پسنديدهء شرع و مقتضاى كرم باشد » . و حضرت فرمود كه : « خدا مىفرمايد كه : فضل ايشان را به مردم بشناسان و مردم را به راه ايشان دعوت كن ، و اين است معنى قول آن جناب كه مىفرمايد :
« وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ »
« 1 » ، يعنى : و پيروى كن راه كسى را كه باز گشته است به سوى من ، به توحيد و اخلاص در طاعت كه محمد و آل اويند كه متصف‌اند به صفت ايمان و اخلاص . پس به سوى من است بازگشت شما » ( از تو و پدران تو بر وجه مجازات ) . و حضرت فرمود كه : « به سوى خدا ، بعد از آن به سوى ما است . پس ، از عذاب خدا بترسيد و پرهيز كنيد ، و اين دو پدر را نافرمانى مكنيد ؛ زيرا كه خشنودى ايشان ، خشنودى خداست و خشم ايشان ، خشم خدا است » . 1167 / 80 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد ، از على بن سيف ، از پدرش ، از عمرو بن حُرَيث كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى تعالى كه :
« كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ »
« 2 » ، يعنى : « مانند درخت پاك و پاكيزه كه ريشهء آن استوار و محكم و پا برجا است در زمين و شاخ آن در جانب آسمان كشيده » . و حضرت فرمود كه : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : من ، ريشهء آن درختم ( و بنابر بعضى از نسَخ كافى ، حضرت عليه السلام فرمود كه : « رسول خدا صلى الله عليه و آله ريشهء آن است » ) و امير المؤمنين عليه السلام تنهء آن و
هامش
( 1 ) . لقمان ، 15 . ( 2 ) . ابراهيم ، 24 .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 465 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى