كرده است كه گفت : خبر داد مرا كسى كه آن را مرفوع ساخت به سوى امام جعفر صادق عليه السلام در قول خداى تعالى :
« فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ فَكُّ رَقَبَةٍ »
« 1 » ، يعنى : « پس ، به تكلف در نيامد در امر سخت . و چه دانا گردانيد تو را كه چيست آن امر سخت ؟ و آن ، گشودن گردنى است از بند بندگى و رهانيدن تنى از قيد بردگى » . كه حضرت فرمود كه : « مقصود خدا از گفتار خويش كه مىفرمايد : گشودن گردن و رهانيدن تن از بند بندگى به آزادى ، ولايت امير المؤمنين عليه السلام است ؛ زيرا كه آن باعث گشودن گردن و رهانيدن تن است از آتش دوزخ » .
1137 / 50 . و به همين اسناد ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است در قول خداى عزّوجلّ :
« وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ »
« 2 » ، كه آن حضرت فرمود : « مراد از قدم صدق ، ولايت امير المؤمنين عليه السلام است » و ترجمهء آيه اين است كه : « و مژده ده آنان را كه ايمان آوردهاند به آنكه از براى ايشان است پيشتر و نيك و راست در نزد پروردگار ايشان » .
1138 / 51 . على بن ابراهيم ، از احمد بن محمد برقى ، از پدرش ، از محمد بن فُضيل ، از ابى حمزه ، از امام محمد باقر عليه السلام در قول خداى تعالى چنين روايت كرده است كه : «
« هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا »
بولاية على
« قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ »
« 3 » ، يعنى : اين دو گروه دشمن يكديگرند كه جنگ و جدال نمودند در راه پروردگار خود ، پس آنان كه كافر شدند به ولايت على عليه السلام ، بريده شده از براى ايشان به اندازهء تن ايشان ، جامهها از آتش كه تن ايشان را فرا گيرد » .
1139 / 52 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از محمد بن اورَمه ، از على بن حَسّان ، از عبدالرحمان بن كثير روايت كرده است كه گفت : سؤال كردم از امام جعفر صادق عليه السلام از قول خداى تعالى :
« هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ »
« 4 » ، حضرت فرمود كه : « مراد از آن ، ولايت امير المؤمنين عليه السلام است » ( و اين حديث ، در همين باب مذكور شد با اختلاف كمى در سند ، و در سابق جزء حديث بود و در اين جا حديث مستقل است ) .
1140 / 53 . محمد بن يحيى ، از سَلمة بن خطّاب ، از على بن حسّان ، از عبدالرحمان بن كثير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى تعالى :
« صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ
هامش
( 1 ) . بلد ، 11 - 12 .
( 2 ) . يونس ، 2 .
( 3 ) . حج ، 19 .
( 4 ) . كهف ، 44 .