به ولايت على عليه السلام و اين ولايت همان يك خصلت است كه خداى تبارك و تعالى فرموده است كه :
« قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ »
» .
1129 / 42 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از محمد بن اورَمه و على بن عبداللَّه ، از على بن حسّان ، از عبد الرحمان بن كثير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ : «
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً
لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ
» ( و چنين آيه در قرآن نيست بلى در سورهء آل عمران است كه :
« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ »
« 1 » و در سورهء نساء است كه
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ »
« 2 » . و بعضى گفتهاند كه : آنچه در حديث است ، اشاره به مضمون هر دو آيه است ) و ترجمهء آن ، اين است : « به درستى كه آنان كه ايمان آوردند ، پس كافر شدند ، پس باز به توبه كردن ايمان آوردند ، پس كافر شدند ، پس بيفزودند و زايد نمودند كفر را ، هرگز توبهء ايشان پذيرفته نخواهد شد » . كه و حضرت فرمود كه : « اين آيه نازل شد در شأن فلان و فلان و فلان يعنى . . . كه در اول امر پيغمبر صلى الله عليه و آله ايمان آوردند ، و كافر شدند در وقتى كه ولايت بر ايشان عرض شد در هنگامى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست ، پس به سبب بيعت با امير المؤمنين عليه السلام ، ايمان آوردند ، بعد از آن ، كافر شدند در هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا درگذشت . پس به بيعت اقرار نكردند ، بعد از آن ، كفر را زياد نمودند به واسطهء گرفتن ايشان كسى را كه با آن حضرت بيعت كرده بود به بيعت از براى خويش . پس اين گروه چيزى از ايمان در ايشان باقى نماند » .
1130 / 43 . و به همين اسناد ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است در قول خداى تعالى :
« إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى »
« 3 » ، يعنى : « به درستى كه آنان كه برگشتند بر پشتهاى خويش و كافر شدند ، بعد از آنكه راه راست از براى ايشان روشن شده بود » . كه حضرت فرمود : « فلان و فلان و فلان يعنى . . . از ايمان برگشتند به سوى كفر ، در ترك كردن ولايت امير المؤمنين عليه السلام » .
هامش
( 1 ) . آل عمران ، 90 .
( 2 ) . نساء ، 137 .
( 3 ) . محمّد ، 25 .