مىپنداريد كه واگذاشته مىشويد بر اين وجه كه هستيد ، و حال آنكه خدا هنوز ندانسته آنان را كه جهاد كرده باشند از شما ( يعنى : هنوز جهاد نكردهايد تا خدا مجاهد شما را بداند ؛ زيرا كه تا مجاهده به فعل نيايد ، علم تعلق به وجود آن نگيرد ؛ و اگر چه خدا در ازل به همهء معلومات عالم بود ، اما علم به وجود چيزى ، فرع وجود آن است ) و فرا نگرفته باشند از غير خدا و رسول او و مؤمنان دوست نهانى و محرم راز را كه افشاى اسرار با وى كنند » .
حضرت فرمود كه : « مقصود خدا از مؤمنان ، ائمه عليهم السلام اند كه شيعيان دوستانى نهانى كه محرمان اسرار باشند غير از ايشان فرا نگرفتند » .
1103 / 16 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از محمد بن جمهور ، از صَفوان ، از ابن مُسكان ، از حلبى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ :
« وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها »
« 1 » ، يعنى : « و اگر ميل كنند مشركان به سوى سِلم ، پس ، تو هم ميل كن به سوى آن » . و راوى مىگويد كه : به حضرت عرض كردم كه : سِلمْ چيست ؟ فرمود كه : « داخل شدن در امر ما » . « 2 »
1104 / 17 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن محبوب ، از جميل بن صالح ، از زراره ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است در قول خداى تعالى :
« لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ »
« 3 » ، كه آن حضرت فرمود : « اى زراره ، آيا اين امت بر ننشستند و مرتكب نگرديدند بعد از پيغمبر خود ، طبقى را بعد از طبقى در امر فلان و فلان و فلان » . و ترجمهء آيه اين است كه « هر آينه برنشينيد و مرتكب شويد ( يعنى : اقدام كنيد ) و ملاقات نماييد حالى را از پس حالى » ( كه مطابق يكديگر باشند در شدّت يا مخالفت . و طَبَقْ در اين حديث ، به مذهب و شرك نيز تفسير شده ) .
1105 / 18 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از محمد بن جمهور ، از حمّاد بن عيسى ، از عبداللَّه بن جُندب روايت كرده است كه گفت : سؤال كردم از امام موسى كاظم عليه السلام از قول خداى عزّوجلّ :
« وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ »
« 4 » ، يعنى : « و هر آينه به حقيقت كه
هامش
( 1 ) . انفال ، 61 .
( 2 ) . و سِلم به كسر سين و فتح آن ، با سكون لام ، در هر دو ، آشتى و آشتى كردن و گردن نهادن و مسلمان شدن است ، و در آيه ، به هر دو وجه قرائت شده است . ( مترجم )
( 3 ) . انشقاق ، 19 .
( 4 ) . قصص ، 51 .