أميرُالمُؤمِنينَ » .
( و اين تتمه ، در قرآن معهود موجود نيست ، و ترجمه و بيان اين آيه ، در كتاب ايمان و كفر مىآيد . ان شاء اللَّه ) .
108 . بابى كه در آن نكتهها و نتفهها است از قرآن كه از نزد خدا فرود آمده در باب ولايت « 1 »
1088 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از بعضى از اصحاب ما ، از حنان بن سَدير ، از سالم حنّاط كه گفت : به امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه : مرا خبر ده از قول خداى تبارك و تعالى :
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ »
« 2 » . حضرت فرمود كه : « آن ، ولايت است از براى امير المؤمنين عليه السلام » . و ترجمهء ظاهر آيه اين است كه : « فرود آورد جبرئيل اين فرو فرستاده را يا فرو فرستادهء خداى تعالى به مصاحبت آن جبرئيل عليه السلام را بر دل تو ( يعنى : جبرئيل تو را تلقين آن كرد ، بر وجهى كه به آن مأمور بود ، بدون تبديل و تغيير و تو آن را از وى فرا گرفتى و در دل خود نگاه داشتى ) تا آنكه باشى از بيم كنندگان بندگان ( از آنچه بكشاند به سوى عذاب از فعل و ترك ؛ همچنان كه بر امم سابقه واقع شد ) به زبان عربى هويدا و واضح المعنى » .
1089 / 2 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از حَكَم بن مِسكين ، از اسحاق بن عمّار ، از مردى از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ :
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا »
« 3 » كه آن حضرت فرمود كه : « اين ، امانت ولايت امير المؤمنين عليه السلام است » . و ترجمهء آيه اين است : « به درستى كه ما عرضه داديم امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها ، پس سرباز
هامش
( 1 ) . و نُكته به ضمّ نون و سكون كاف ، نشانهء سرانگشت است ، يا سر چوب كه بر زمين زنند . و نُتفه بر وزن نُكته ، آنچه آن را با انگشت خويش بر كنند ؛ خواه گياه باشد و خواه غير آن ، يا چيز كمى كه از چيز ديگر جدا مىشود . و مراد ، اين است كه آنچه در اين باب ذكر مىشود ، نشانهاى است از امر ولايت كه محتاج است به فكر و دقت ؛ زيرا كه آنها از بطون و معانى قرآن است كه احتياج به بيان معصوم دارد .
و ولايت ، به كسر واو ، والى شدن ، يعنى : حاكم شدن و ولى و صاحب اختيار كسى شدن ، و يار و دوست شدن و يارى و پادشاهى ، و به فتح واو ، يارى كردن است و مراد از ولايت در اينجا ، مرتبهء امامت است و امام ، ولىّ خدا است و صاحب اختيارى كه او را در امور خلائق صاحب اختيار نموده ؛ چنانچه در تحفهء حسينيه شرح و بيان آن نمودهام .
( 2 ) . شعرا ، 193 - 195 .
( 3 ) . احزاب ، 72 .