تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
خوار و بى مقدار باشند » . عمر بن يزيد مىگويد كه : ابو سيّار با من گفت كه : از صاحبان زمين و ده‌ها و از آنان كه متوجه عمل‌ها و كسب‌ها مىشوند ، كسى را نمىبينم كه حلال بخورد غير از من ، مگر آن كس كه ائمه آن را براى او حلال كرده باشند . 1075 / 4 . محمد بن يحيى ، از محمد بن احمد ، از ابو عبداللَّه رازى ، از حسن بن على بن ابى حمزه ، از پدرش ، از ابو بصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : به آن حضرت عرض كردم كه : آيا زكات بر امام واجب نيست ؟ فرمود كه : « اى ابا محمد ، سخن محالى گفتى . آيا ندانسته‌اى كه دنيا و آخرت ، مال امام است ؛ كه آن را در هر جا كه خواهد ، مىگذارد و به هر كه خواهد ، آن را تسليم مىنمايد ، و آنچه بكند از اين امور ، او را رواست از جانب خدا . اى ابا محمد ، به درستى كه امام ، هرگز در شبى بيتوته نمىكند كه خدا را در گردن او حقى باشد كه او را از آن سؤال كند » . 1076 / 5 . محمد بن يحيى ، از محمد بن احمد ، از محمد بن عبداللَّه بن احمد ، از على بن نعمان ، از صالح بن حمزه ، از ابان بن مُصعب ، از يونس بن ظبيان ، يا معلّى بن خُنَيس روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : چه قدر از اين زمين ، يا چه چيز از آن براى شما است ؟ حضرت تبسم فرمود و فرمود كه : « خداى تبارك و تعالى جبرئيل عليه السلام را به سوى زمين فرستاد و او را امر فرمود كه : با انگشت بزرگ پاى خود ، زمين را بشكافد و هشت نهر در آن جارى نمايد ؛ از جملهء آنها سيحان است . « 1 » و جيحان ، « 2 » و از جملهء آن نهرها ، خَشوع است ، و آن نهر شاش است ، « 3 » و مهران ، و آن نهر هند است ، « 4 » و نيل مصر و دجلهء بغداد و فرات . پس آنچه را كه اين نهرها آب دهد كه جدولى از اينها جارى شود ، يا به دلو و چرخ و امثال آن آب خورده باشد ، مال ما است ، و آنچه مال ما باشد ، مال شيعيان ما است ، و براى دشمن ما چيزى از آن نيست ، مگر آنچه را كه غصب كند و بر آن مستولى شود .
هامش
( 1 ) . و در قاموس مذكور است كه سيحان ، نهرى است در شام ، و ديگرى در بصره ، و گفته كه سيحون ، نهرى است درماوراء النهر ، و نهرى در هند . ( مترجم ) ( 2 ) . و آن نهر بلخ است . و در قاموس گمان كرده كه جيحان ، نهرى است در ميانهء شام و روم و معرّب جهان است ، و جيحون ، نهر خوارزم است . ( مترجم ) ( 3 ) . و شاش شهرى است در ماوراء النهر . ( مترجم ) ( 4 ) . و صاحب قاموس گفته كه نهر مهران ، به كسر ميم ، در سند است . ( مترجم )