تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
و خداى عزّ ذكره فرموده كه :
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى »
« 1 » ، يعنى : « و بدانيد كه آنچه غنيمت گرفته‌ايد از كافران ( يا كسب كرده‌ايد از هر چه ، و نام چيز بر آن اطلاق شود ) ، پس خدا را پنج يك آن و رسول خدا را و صاحب خويشى آن حضرت را ثابت است » ( يا واجب بر شما ، بودن پنج يك آن است براى ايشان ) . بعد از آن خداى جلّ ذكره فرموده :
« وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ »
« 2 » ، يعنى : و بده خداوند خويشى را آنچه حقّ اوست » . و حضرت فرمود : « پس على ، ذوالقربى و صاحب خويشى بود و حقّ آن حضرت وصيّتى بود كه از برايش قرار داده شد با اسم اكبر و ميراث علم و آثار علم پيغمبرى ، پس خدا فرمود كه :
« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »
« 3 » ، يعنى : « بگو : يا محمد ، كه نمىخواهم از شما بر تبليغ رسالت مزدى را و از براى امر به معروف و نهى از منكر توقّع اجرى ندارم ، و ليكن طلب مىكنم از شما دوستى ثابت و متمكّن در خويشى من كه خويشان مرا دوست داريد » . و فرمود كه : « و إذا [ المودة ]
سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ »
« 4 » . حضرت فرمود كه : « خدا فرمايد كه : سؤال مىكنم شما را از دوستى ( يعنى : دوستى صاحب خويشى پيغمبر ) ، كه فضل آن را بر شما فرو فرستادم كه به كدام گناه ايشان را كشتيد » ( و اين تفسير ، بنابر ظاهر ، يا بنابر قرائت مودّت به فتح ميم و واو و تشديد دال بر وزن محبّت است ، چنانچه از اهل بيت عليهم السلام مروى است . اما بنا بر قرائت مشهوره كه موودة است بر وزن محبوبه ، ترجمهء آن اين است كه : و چون دختر زنده در گور شده پرسيده شود كه به كدام گناهى كشته شده ) . و خداى جلّ ذكره فرموده كه :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
« 5 » حضرت فرمود كه : « كتاب خدا ، ذكر است و اهل آن ، آل محمد عليهم السلام اند ، و خداى عزّوجلّ مردم را امر فرموده به سؤال كردن از ايشان ، و مأمور نشده‌اند به سؤال كردن از جاهلان ، و خداى عزّوجلّ قرآن را ذكر ناميده ، پس آن جناب تبارك و تعالى فرموده است كه :
« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ »
« 6 » ، يعنى : « و فرو فرستاديم به سوى تو ذكر را ( كه عبارت است از قرآن ) ، تا بيان كنى از براى مردمان آنچه را كه فرو فرستاده شد به سوى ايشان ، و شايد كه
هامش
( 1 ) . انفال ، 41 . ( 2 ) . اسرا ، 26 و روم ، 38 . ( 3 ) . شورا ، 23 . ( 4 ) . تكوير ، 8 و 9 . ( 5 ) . نحل ، 43 . ( 6 ) . نحل ، 44 .