تفسير آيه از اهل بيت عليهم السلام مروى است كه چون از حجّة الوداع فارغ شوى ، و اداى تبليغ رسالت كنى ، على عليه السلام را نصب كن براى امامت و وصايت و خلافت خود و رغبت به جانب او احداث كن ، و از اين سراى فانى خود را به دار الخلود رسان ، و به فراغت تمام در دارالسّلام قرار گير ) .
و حضرت فرمود : « پس پيغمبر ، فضل وصىّ خود را به ايشان اعلام فرمود ، در آشكار و سه مرتبه فرمود كه : هر كه من مولاى او بودم ، پس على مولاى اوست . بار خدايا ، دوست دار هر كه او را دوست دارد و دشمن دار هر كه او را دشمن دارد . و نيز در روز فتح خيبر فرمود كه : هر آينه خواهم فرستاد مردى را كه خدا و رسول او را دوست دارد ، و خدا و رسولش او را دوست دارند ، و به غايت گريزان نباشد ، در حالتى كه پيغمبر كنايه مىگفت به آنكه برگشته و از جنگ گريخته بود و اصحاب خويش را بىدل مىگردانيد و ايشان او را بىدل مىگردانيدند ( كه يكديگر را مىترسانيدند از دشمن ، يا نسبت بىدلى به هم مىدادند ، و مراد ابوبكر و عمرند كه از جنگ خيبر گريختند ) و آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود كه : على عليه السلام ، آقا و بزرگ مؤمنان است .
و فرمود كه : على عليه السلام ، ستون دين است ( و بنابر بعضى از نسَخ ، ستون ايمان است ) .
و فرمود كه : اينك همان است كه مردمان را به شمشير مىزند بر حقّ بعد از من .
و فرمود كه : حق ، با على است ؛ در هر جا كه ميل كند .
و فرمود كه : من دو امر را در ميان شما وا مىگذارم كه اگر آنها را بگيريد ، هرگز گمراه نشويد ، و آنها : كتاب خداى عزّوجلّ است و اهل بيت من ( كه عترت مناند ) . اى گروه مردمان ، بشنويد و من تبليغ رسالت نمودم ، كه زود باشد كه شما در كنار حوض كوثر بر من وارد شويد . پس شما را سؤال خواهم كرد از آنچه شما در حقّ دو چيز بزرگ كردهايد ، و آن دو چيز بزرگ : كتاب خداست جلّ ذكره و اهل بيت من . پس بر ايشان پيشى مگيريد كه هلاك مىشويد ، و ايشان را تعليم مدهيد ؛ زيرا كه ايشان از شما داناترند .
پس حجّت لازم شد به فرمودهء پيغمبر صلى الله عليه و آله و به كتاب خدا كه مردمان آن را مىخوانند ، و پيغمبر صلى الله عليه و آله ، هميشه فضل اهل بيت خود را بر امّت القا مىفرمود به كلام معجز نظام ، و براى ايشان به قرآن بيان مىنمود كه :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »
« 1 » .
هامش
( 1 ) . احزاب ، 33 .