تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ »
« 1 » ( و ظاهر كتاب اين است كه نظم آيه در قرآن چنين باشد ، و چنين نيست ؛ زيرا كه از اوّل آيه تا
يَقُولُونَ
در سورهء حجر است ، و تتّمه در سورهء انعام و پيش از آن ، اين است كه :
« قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ »
« 2 » ) . و ترجمهء آنچه در سورهء حجر است ، اين است كه : « و هر آينه به حقيقت كه ما مىدانيم آن‌كه تو تنگ مىشود سينه‌ات به آنچه مىگويند » . و ترجمهء آنچه در سورهء انعام است اين است كه : « به تحقيق كه ما مىدانيم به درستى كه اندوهناك مىگرداند تو را آنچه مىگويند . پس به درستى كه ايشان تكذيب نمىكنند تو را فى الحقيقه و به راستىِ تو اعتقاد دارند ، هر چند كه در ظاهر تو را تكذيب كنند ( يا آن‌كه تو را دروغ‌گو نمىيابند ، بنابر قرائت سكون كاف و تخفيف ذال . چنانچه در قرائت اهل بيت عليهم السلام واقع شده ) و ليكن ستم‌كاران آيات و نشانه‌هاى توحيد خدا را انكار مىكنند » . و حضرت فرمود : « ليكن ايشان انكار مىكنند بىحجّت و دليلى كه ايشان را باشد ، و رسول خدا صلى الله عليه و آله ايشان را به هم پيوند و آميزش مىداد ، و به واسطهء بعضى از ايشان بر بعضى يارى مىجست ، و هميشه بر سبيل تدريج چيز كمى را در باب فضل وصىّ خويش براى ايشان اظهار مىفرمود ، تا آن‌كه اين سوره ( با اين آيه ، كه بعد از اين مذكور مىشود ، نازل شد ) . پس حجّت را برايشان تمام كرد در هنگامى كه به مردن خويش اعلام شد و خبر وفاتش به او رسيد ، و خداى جلّ ذكره فرمود كه :
« فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ * وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ »
« 3 » ، يعنى : پس چون فارغ شوى از تبليغ رسالت ، پس رنج كش در مراسم عبادت و به سوى پروردگار خود ، پس رغبت كن » ( چنانچه بعضى از مفسّرين گفته‌اند ) . و حضرت فرمود كه : « خدا مىفرمايد كه : چون فارغ شوى ، عَلَم و نشانهء خويش را بر پاى دار ، و وصىّ خود را آشكار كن » ( و اين تفسير ، بنابر كسر صاد
فَانْصَبْ
است كه از نَصَبَ يَنصبُ به فتح عين در ماضى و كسر آن در مستقبل باشد كه مشتّق است از نَصب به سكون صاد كه به معنى برپا داشتن است . و امّا قرائت مشهوره از نصب ينصب به كسر عين در ماضى و فتح آن در مستقبل است كه از نصب به فتح صاد است ، به معنى تعب كشيدن . پس يا قرائت اهل بيت عليهم السلام به كسر صاد است ، يا فتح صاد فانصب . بنابر مزاوجت و مناسبت ، فارغب ، يا بنا بر تفسير ظاهر كه نوعى از تأويل و قسمى از تفسير است ، يا بيان حاصل معنى است و در
هامش
( 1 ) . انعام ، 33 . ( 2 ) . انعام ، 33 . ( 3 ) . شرح ، 7 و 8 .