اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى * بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا * وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى * إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى * صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى »
« 1 » ، يا آنچه محمد صلى الله عليه و آله آن را از جانب خدا آورده است ) هر آينه در صحيفههاى پيشين است ، يعنى : كتابهاى نخستين صحيفههاى ابراهيم و موسى » . و حضرت فرمود : « پس كجاست صحيفههاى ابراهيم ؟ جز اين نيست كه صحيفههاى ابراهيم ، اسم اكبر و صحيفههاى موسى نيز اسم اكبر است .
پس هميشه وصيّت در باب عالمى بعد از عالمى بوده ، تا آنكه آن را به محمد صلى الله عليه و آله تسليم كردند ، و چون خداى عزّوجلّ محمد را به پيغمبرى مبعوث گردانيد ، فرزندان مستحفظان مطيع و منقاد آن حضرت گرديدند ، و بنىاسرائيل ( كه جهودانند ) ، او را به دروغ نسبت دادند ، و آن حضرت مردم را خواند به سوى خداى عزّوجلّ و در راه آن جناب با كافران ، جهاد فرمود .
بعد از آن ، خداى جلّ ذكره ، بر او فرو فرستاد كه فضل وصىّ خود را آشكار كن . پيغمبر عرض كرد كه : پروردگار ، به درستى كه عرب ، گروهى ستمكارانند كه كتابى در ميانهء ايشان نبوده ، و پيغمبرى به سوى ايشان مبعوث نشده ، و فضيلت پيغمبرى را كه پيغمبران داشتهاند ، نمىشناسند ، و شرف و بزرگوارى ايشان را نمىدانند ، و به من ايمان نخواهند آورد ، اگر ايشان را به فضل اهل بيت خويش خبر دهم .
پس خداى جلّ ذكره فرمود :
« وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ »
« 2 » و
« وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ »
« 3 » ، يعنى : « و اندوهناك مباش بر ايشان و بر ايمان نياوردن ايشان » . « و بگو كه : بر شما است سلام ( هجران و مجانبت ، نه سلام تحيّت و كرامت ) . پس زود باشد كه بدانند در آخرت و بال امر و بدى عاقبت خود را » ( و اين آيه در آخر سورهء زخرف است و به جاى
وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ
فَاصْفَحْ عَنْهُمْ
است ، و ترجمهء آن اين است كه : « پس رو به گردان از ايشان و اغماض كن از مكافات ايشان » . مگر آنكه دو موضع از قرآن ، با هم نقل شده باشد ؛ چه در آخر سورهء حجر است كه :
« وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ »
) .
بعد از آن پيغمبر چيزى از فضل وصىّ خود را مذكور ساخت ، و نفاق در دلهاى ايشان واقع شد ، و رسول خدا صلى الله عليه و آله اين نفاق را دانست و دانست آنچه را كه مىگفتند . پس خداى جلّ ذكره فرمود كه : يا محمد ،
« وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ »
« 4 »
« فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ
هامش
( 1 ) . اعلى ، 14 - 19 .
( 2 ) . نحل ، 127 .
( 3 ) . زخرف ، 89 .
( 4 ) . حجر ، 97 .