999 / 5 . سهل بن زياد ، از على بن مهزيار ، از محمد بن اسماعيل بن بزيع روايت كرده است كه گفت : سؤال كردم او را ( يعنى : امام محمد تقى عليه السلام ) از چيزى از امر امام و عرض كردم :
مىشود كه امام ، پسرى باشد كمتر از هفت ساله ؟ فرمود : « آرى و كمتر از پنج ساله نيز مىباشد » . و سهل گفت كه : على بن مهزيار مرا به اين حديث ، حديث كرد در سال دويست و بيست و يك .
1000 / 6 . حسين بن محمد ، از خيرانى ، از پدرش روايت كرده است كه گفت : در خراسان در پيش روى حضرت امام رضا عليه السلام ايستاده بودم . . . تا آخر آنچه در باب اشاره و نص بر امام محمد تقى عليه السلام گذشت . « 1 »
1001 / 7 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از على بن اسباط روايت كرده است كه گفت : امام محمد تقى عليه السلام را ديدم در حالى كه بيرون آمده بود و رو به من مىآمد . پس من به سوى او نيك نظر كردم و شروع كردم كه به سر و پاىهاى او نظر مىكردم تا قامت او را براى اصحاب خويش در مصر وصف كنم . و در بين آنكه من همچنين نگران بودم ، نشست و فرمود كه : « اى على ، به درستى كه خدا در باب امامت ، حجت آورده ، به مثل آنچه در باب نبوت به آن حجت آورده ، و فرموده كه :
« وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا »
« 2 » . و فرموده كه :
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ
وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً
. ( چنين آيهاى در قرآن نيست . بلى ، در سورهء قصص است كه :
« وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً »
« 3 » . و در سورهء احقاف است كه :
« حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً »
« 4 » . و اين اشتباه از كلينى است يا نويسندگان ؛ زيرا كه از محمد بن مسعود عياشى صاحب تفسير ، همين حديث را نقل كردهاند كه در تفسير به اسناد خود از على بن اسباط روايت كرده با ذكر آيه ، به طريقهاى كه در سورهء قصص است . و ترجمهء آيه احقاف در احوال حضرت امام حسين - صلوات اللَّه و سلامه عليه - مىآيد . و ترجمهء آيهء قصص اين است كه : « چون حضرت موسى به غايت قوت و كمال خويش كه چهل سالگى است رسيد ( چنانچه از ابن عباس و
هامش
( 1 ) . اى آقاى من ، اگر حادثه واقع شود ، به كى پناه بريم ؟ فرمود : « به سوى پسرم ابوجعفر » . پس گويا آن سائل ابوجعفر را كم شمرد . حضرت امام رضا عليه السلام فرمود : « به درستى كه خداى تبارك و تعالى عيسى بن مريم را به پيغمبرى فرستاد ، و از جانب خدا خبر مىداد ، و صاحب شريعت تازهاى بود ، در سنى كه كمتر بود از سنّى كه ابوجعفر عليه السلام در آن است » .
( 2 ) . مريم ، 12 .
( 3 ) . قصص ، 14 .
( 4 ) . احقاف ، 15 .