تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
از براى رسول خدا صلى الله عليه و آله بر امّتش و بر على عليه السلام واجب بود ، در زمان حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله . و اطاعت از براى على عليه السلام بر همهء مردمان واجب بود از جانب خدا و از جانب رسول آن جناب ، بعد از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله ، و على عليه السلام صاحب حكم و حكمت و عالم بود » . 996 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از صفوان بن يحيى روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام رضا عليه السلام عرض كردم : . . . تا آخر آنچه در باب اشاره و نص بر امام محمد تقى عليه السلام روايت كرده است مذكور شد . « 1 » 997 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از على بن سيف ، از بعضى از اصحاب ما ، از امام محمد تقى عليه السلام روايت كرده است كه گفت : به آن حضرت عرض كردم كه : مردم در تازه سالى و كم سنّى تو حرف مىزنند . فرمود : « به درستى كه خداى تبارك و تعالى به سوى داود عليه السلام وحى فرمود كه : سليمان را خليفهء خود گرداند ، و آن حضرت كودكى بود كه گوسفند مىچرانيد . پس عُبّاد بنىاسرائيل و علماى ايشان اين مطلب را انكار كردند . خدا به سوى داود عليه السلام وحى فرمود كه : چوب دست آنان كه در باب خلافت حرف دارند و چوب دست سليمان را بگير و آنها را در حجره قرار ده ، و بر آن مهر بزن به مهرهاى آن گروه . چون فردا شود ، هر كه چوب دستى او ، برگ بيرون كرده و ميوه آورده ، همان خليفهء تو است . پس داود عليه السلام ايشان را به اين امر خبر داد . گفتند كه : راضى شديم و تسليم كرديم » . 998 / 4 . على بن محمد و غير او ، از سهل بن زياد ، از يعقوب بن يزيد ، از مُصعب ، از مسعده ، از ابوبصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه : ابو بصير گفت : داخل شدم بر آن حضرت و با من كودكى بود كه عصاى مرا مىكشيد و آن پسر ، پنج ساله بود ( يا قامتش پنج شبر بود ) و بالغ نشده بود . حضرت به من فرمود كه : « شما چگونه خواهيد بود چون بر شما حجت آورده شود به مثل سن اين كودك ؟ » ( كه خدا كسى را امام و حجت شما كند كه در اين سن باشد ) .
هامش
( 1 ) . به خدمت امام رضا عليه السلام عرض كردم كه : از تو سؤال مىكرديم پيش از آن‌كه خدا ابوجعفر را به تو ببخشد ، و تو مىفرمودى كه خدا تو را پسرى خواهد بخشيد ، پس خدا آن را به تو بخشيد ، و چشم‌هاى ما را روشن گردانيد . و خدا به ما ننمايد آن روزى را كه تو نباشى ، پس اگر واقعه‌اى اتّفاق افتد ، به سوى كى پناه بريم ؟ حضرت به دست خود به جانب ابوجعفر اشاره فرمود و ابوجعفر در پيش روى آن حضرت ايستاده بود . عرض كردم كه : فداى تو گردم ، اينك پسر سه ساله است . فرمود كه : « از اين خُرد سالى به او چه زيان مىرسد ؛ زيرا كه عيسى به حجّت بر پا شد و حال آن‌كه او پسر سه ساله بود » .