تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
چيزى است كه يعقوب پسران خويش را به آن وصيت نمود :
[ يا ] « بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ »
« 1 » . و محمد بن على ، جعفر بن محمد را وصىّ خود گردانيد و او را امر كرد كه كفن كند او را در بُرد يمانى خودش كه در آن در جمعه‌ها نماز مىكرد ، و او را به عمامه‌اش ، معمم گرداند ، و قبر او را چهارگوش نمايد ، و آن را مقدار چهار انگشت از زمين بر نشاند ، پس او را واگذارد . و بعد از آن فرمود كه : اين نامه را بپيچد و به شهود فرمود كه : برگرديد - خدا شما را رحمت كند - . بعد از آن‌كه برگشتند ، من به پدرم عرض كردم كه : اى پدر ، در امثال اين امور ، احتياج نبود كه بر آن شاهد گرفته شود . پدرم فرمود كه : من خوش نداشتم كه تو مغلوب شوى ، و نمىخواستم كه كسى بگويد كه : پدر او را وصىّ خود نگردانيده ، و خواستم كه حجت از براى تو ثابت باشد . پس وصى ، آن است كه چون مردى در شهر وارد شود ، بگويد كه : وصىّ فلان كس كيست ؟ به او بگويند كه : فلان كس » . عرض كردم كه : اگر در وصيت چند كس را شريك گرداند ؟ فرمود كه : « او را سؤال مىكنيد كه البته از براى شما آشكار خواهد شد » ( و مخفى نماند كه بعضى از اين حديث شريف ، در باب اشاره و نصّ بر حضرت صادق عليه السلام مذكور شد با اختلاف در سند و متن ) . 988 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن خالد ، از نضر بن سُويد ، از يحيى حلبى ، از بُريد بن معاويه ، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : خدا تو را به اصلاح آورد ، خبر ناخوشىِ تو به ما رسيد ، و ترسيديم . پس كاش ما را اعلام مىكردى ، يا گفت : كاش ما را تعليم مىنمودى كه كى بعد از تو امام است ؟ فرمود كه : « على عليه السلام عالم و امام بود ، و علم از يكديگر ميراث برده مىشود . پس هيچ عالمى از دنيا نمىرود ، مگر آن‌كه بعد از او ، كسى باقى مىماند كه مثل علم او را بداند ، يا آنچه خدا خواهد كه زياد باشد » . عرض كردم : آيا مردم را مىرسد كه چون امام وفات كند ، امامى را كه بعد از اوست ، نشناسند ؟ فرمود : « اما اهل اين شهر ( يعنى : مدينه ) ايشان را نمىرسد ، و اما غير آن از ساير شهرها ، به قدر رفتن خويش به خدمت امام معذورند . به درستى كه خداى عزّوجلّ مىفرمايد
هامش
( 1 ) . بقره ، 132 .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 309 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى