و فرشتگان و حاملان عرش او و بزرگان از ايشان كه اعمال را مىنويسند ، بر ايشان صلوات فرستند . و امام جعفر صادق عليه السلام را به خوشترين آن مخصوص سازيد . و خدا از جانب من ، موسى بن جعفر را جزاى خير دهد . و به خدا سوگند ، كه من بعد از خدا غلام و دوستدار ايشانم .
939 / 18 . و به همين اسناد ، از عبداللَّه بن جعفر بن ابراهيم جعفرى روايت كرده است كه گفت : حديث كرد ما را عبداللَّه بن مفضّل - مولاى عبداللَّه بن جعفر بن ابى طالب - و گفت :
چون حسين بن على كشته شد در فخّ ( و آن ، رودخانهاى است در مكه معظمه ) خروج كرد و بر مدينه مستولى شد ، و آن را در حيطهء تصرف خود در آورد . موسى بن جعفر را به سوى بيعت دعوت نمود . پس آن حضرت به نزد او آمد و فرمود كه : « اى پسر عمو ، مرا تكليف مكن آنچه را كه پسر عموى تو - يعنى : محمد بن عبداللَّه بن حسن - عمويت امام جعفر صادق عليه السلام را تكليف كرد ، تا باعث اين شود كه از من بروز كند آنچه بروز آن را نمىخواهم ؛ چنانچه از حضرت صادق عليه السلام آنچه بروز آن را نمىخواست ، بروز كرد » ( يعنى : او را خبر داد به آنكه كشته خواهد شد و به چه محو كشته مىشود ، و كى او را مىكشد و اگر مرا تكليف كنى و اصرار نمايى ، من نيز آنچه مىدانم خواهم گفت ) .
حسين به خدمت آن حضرت عرض كرد كه : جز اين نيست كه من امرى را بر تو عرض كردم ، پس اگر آن را خواسته باشى در آن داخل مىشوى ، و اگرآن را ناخوش داشته باشى ، تو را بر آن نمىدارم ، و خداست كه از او يارى مىجويم . بعد از آن ، آن حضرت را وداع نمود و در هنگامى كه حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر عليهما السلام را وداع نمود ، حضرت به او فرمود كه :
« اى پسر عمو ، به درستى كه تو كشته خواهى شد . پس نيكو جنگ كن كه اين گروه فاسقى چنداند كه اظهار ايمان مىكنند و شرك را پنهان مىدارند . و انّا للَّهو انّا اليه راجعون . من مزد مصيبت شما گروه خويشان را از خدا مىطلبم » .
پس حسين بيرون رفت و از امر او اتفاق افتاد ، آنچه اتفاق افتاد كه همه كشته شدند چنانچه آن حضرت فرموده بود .
940 / 19 . و به همين اسناد ، از عبداللَّه بن ابراهيم جعفرى روايت است كه گفت : يحيى بن عبداللَّه بن حسن به حضرت موسى بن جعفر عليه السلام نوشت كه : اما بعد ، به درستى كه من نفس خود را وصيت مىكنم به پرهيز كردن از خدا ، و ترسيدن از عذاب او ، و تو را به آن وصيت
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 269
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٦٩