تنگ گرديد و خوف بر من شديد شد ، آنچه را كه امام جعفر صادق عليه السلام فرموده بود ، به خاطر آوردم . پس به نزد مهدى پسر منصور آمدم ، در حالى كه حج كرده بود و در سايهء كعبه مردم را خطبه مىكرد ، و مهدى مطلع نشد ، مگر در حالى كه من از زير منبر برخاستم و گفتم كه : يا امير المؤمنين ، مرا امان مىدهى ؟ تا تو را دلالت كنم بر خيرخواهى براى تو كه در نزد من است ؟ گفت : آرى ، آن خيرخواهى چيست ؟ گفتم : تو را دلالت مىكنم بر موسى بن عبداللَّه بن حسن . گفت : آرى ، تو را امان دادم . گفتم : به من عطا كن آنچه را كه به آن وثوق و اعتمادى داشته باشم ، و از او عهدها و پيمانها گرفتم و خاطر خود را جمع كردم . بعد از آن ، گفتم : منم موسى بن عبداللَّه . گفت كه : در اين هنگام تو را گرامى مىداريم و به تو عطا مىنماييم .
پس به مهدى گفتم كه : مرا به بعضى از اهل بيت خود بده كه به كار من قيام نمايد ، و ميهماندار من باشد ، و در نزد تو باشم . به من گفت كه : نگاه كن هر كه را اراده دارى بگو ، تا او را ميهماندار تو گردانم . گفتم كه : عموى تو عباس بن محمد . عباس گفت : مرا در تو حاجتى نيست . گفتم ليكن مرا در تو حاجت است ( و به تو احتياج دارم ) و تو را سؤال مىكنم به حق امير المؤمنين و دست بر نمىدارم ، مگر آنكه مرا قبول كنى .
پس مرا خواهى نخواهى قبول كرد و مهدى به من گفت كه : كى تو را مىشناسد ؟ و در حوالى و گرداگرد او ، اصحاب ما ، يا بيشتر ايشان بودند . گفتم كه : اينك حسن بن زيد است كه مرا مىشناسد ، و اينك موسى بن جعفر است كه مرا مىشناسد ، و اينك حسن بن عبداللَّه بن عباس است كه مرا مىشناسد . همه گفتند : بلى يا امير المؤمنين ، گويا كه او از پيش ما نرفته و از نظر ما پنهان نشده و به همان صورت است كه از اينجا رفت .
بعد از آن ، به مهدى گفتم : يا امير المؤمنين ، خبر داد مرا به اين مقام ( كه عبارت است از آنچه در اين جا اتفاق بود ) ، پدر اين مرد - و اشاره كردم به سوى - موسى بن جعفر عليه السلام .
موسى بن عبداللَّه مىگويد كه : با اينها دروغى بر امام جعفر صادق عليه السلام گفتم و به مهدى گفتم كه : جعفر مرا امر فرمود كه : تو را سلام برسانم ، و فرمود كه : مهدى ، امامى است كه بسيار عدالت و سخاوت دارد . موسى مىگويد كه : پس مهدى امر كرد كه پنج هزار دينار شرعى به موسى بن جعفر عليه السلام دادند . بعد از آن ، حضرت امام موسى عليه السلام ، امر فرمودى كه از آن پنج هزار دينار ، دو هزار دينار به من دادند . و همهء اصحاب خود را بخشش فرمود و بخشش مرا بهتر داد . پس در هر جا كه فرزندان محمد بن على بن الحسين عليهم السلام مذكور شوند ، بگوييد كه خدا
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 267
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٦٧