تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
ببيند و آنچه مىخواهد با من بكند » . اسماعيل به حضرت صادق عليه السلام عرض كرد كه : تو را به خدا سوگند مىدهم كه آيا به خاطر دارى روزى را كه به خدمت پدرت محمد بن على عليه السلام آمدم و دو حُلهء زرد پوشيده بودم ، پس نگاه بسيارى به سوى من كرد و گريست . به آن حضرت عرض كردم كه : چه چيز تو را مىگرياند ؟ فرمود كه : « مرا مىگرياند آن‌كه تو كشته مىشوى ، در حال پيرى ، بى آن‌كه در باب كشتن تو پروايى داشته باشند ، و خون تو پامال مىشود و در باب خون تو دو بز شاخ به يكديگر نمىزنند » ( و اين مثلى است كه در امر سهل و آسان كه ياور و منكرى در آن به هم نرسد مىزنند ) . اسماعيل مىگويد كه : عرض كردم كه : اين امر ، در چه زمان خواهد بود ؟ فرمود : « در وقتى كه تو را به سوى باطل بخوانند ، و تو آن را قبول نكنى . پس چون نظر كنى به سوى احول كه خويشانش او را شوم دانند ، و از اولاد امام حسن عليه السلام باشد و بالا رود بر منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و مردم را به سوى خويش دعوت كند ، و غير نام خود را به خود ببندد كه خود را مهدى و نفس زكيّه نام نهد ، عهد خود را تازه كن ، و وصيت نامهء خويش را بنويس كه تو در همان روز يا در فرداى آن كشته مىشوى » . حضرت صادق عليه السلام فرمود : « آرى ، و سوگند به پروردگار كعبه ، كه محمد بن عبداللَّه روزه نمىگيرد از ماه مبارك رمضان ، مگر كم‌ترى از آن را . پس تو را به خدا مىسپارم اى ابوالحسن ، و خدا مزد ما را در مصيبت تو بزرگ گرداند ، و بر آنها كه بعد از خود مىگذارى ، نيكو خلافت و جانشينى نمايد . و انا للَّه‌و انا اليه راجعون » . موسى مىگويد : پس اسماعيل را برداشتند و حضرت امام جعفر عليه السلام را به سوى زندان برگردانيدند ، و گفت : به خدا سوگند ، كه روز را شب نكرديم كه پسران برادر اسماعيل - / كه پسران معاويه بن عبداللَّه بن جعفرند - / بر او داخل شدند ، و لگد بر شكمش ماليدند تا او را كشتند ، و محمد بن عبداللَّه فرستاد به سوى حضرت امام جعفر عليه السلام و آن حضرت را رها كرد . موسى مىگويد كه : ما بعد از آن مانديم تا هلال ماه رمضان را ديديم . پس خبر خروج عيسى بن موسى ( كه از سرداران ابو جعفر منصور بود ) به ما رسيد و شنيديم كه ارادهء مدينه دارد ، و محمد بن عبداللَّه پيشى گرفت و يزيد بن معاوية بن عبداللَّه بن جعفر بر مقدمهء لشكر عيسى بن موسى ، پسران حسن بن زيد بن حسن بن حسن ، و قاسم بن محمد بن زيد ،
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 263 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى