جعفر بن زيد بن موسى ، از پدرش ، از پدرانش عليهم السلام كه گفتند :
« روزى ام اسلم به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد ، و آن حضرت در آن روز در منزل ام سَلمه تشريف داشت ، و از امّ سلمه احوال رسول خدا را پرسيد . گفت : در پى بعضى از حاجتهاى خود تشريف برده ، و دراين ساعت مىآيد . ام اسلم در نزد امّ سلمه انتظار آن حضرت برد تا تشريف آورد . پس به حضرت عرض كرد كه : يا رسول اللَّه ، پدر و مادرم فداى تو باد ، به درستى كه من كتابهاى آسمانى را خواندهام و هر پيغمبر و وصىّ را دانستهام ، و موسى را وصيى بود در حيات او ، و وصيى بود بعد از وفات او ، و همچنين عيسى ؛ پس وصىّ تو كيست يا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ؟ پيغمبر به امّ اسلم فرمود كه : اى امّ اسلم ، وصىّ من در حال حيات و بعد از وفات من ، يكى است .
بعد از آن ، فرمود كه : اى ام اسلم ، هر كه مثل آنچه من كردم بكند ، وصىّ من است .
پس دست خود را به سوى سنگريزهاى برد و از زمين برداشت و با انگشت خويش آن را مالش داد و آن را مانند آرد گردانيد ، پس آن را خمير كرد و به مهر خود آن را مهر كرد ، و فرمود كه : هر كه مثل اين كار بكند كه من كردم ، وصىّ من است در حيات و بعد از وفات من .
ام اسلم مىگويد كه : از نزد آن حضرت بيرون رفتم و به خدمت امير المؤمنين عليه السلام آمدم و عرض كردم : پدر و مادرم فداى تو باد ، تو وصىّ رسول خدايى صلى الله عليه و آله ؟ فرمود : آرى اى ام اسلم ، پس دست خويش را به سوى سنگريزه برد و آن را برداشت و مالش داد تا آن را چون صورت آرد گردانيد ، پس آن را خمير كرد و به مهر خود آن را مهر كرد ، و فرمود كه : اى ام اسلم ، هر كه مثل اين كار كه من كردم بكند ، وصىّ من است .
پس به خدمت امام حسن عليه السلام آمدم و آن حضرت پسرى بود كه ريش بيرون نياورده بود و به آن حضرت عرض كردم كه : اى آقاى من ، تويى وصىّ پدر خود ؟ فرمود : آرى اى ام اسلم ، پس دست خود را به جانب سنگريزه برد و آن را برداشت و با آن ، كرد مانند آنچه پيغمبر و امير المؤمنين كرده بودند ، بعد از آن ، از نزد او بيرون رفتم و به خدمت امام حسين عليه السلام آمدم ، و من سن آن حضرت را بسيار كم مىشمردم ، پس به آن حضرت عرض كردم كه : پدر و مادرم فداى تو باد ، تويى وصىّ برادر خود ؟ فرمود : آرى اى ام اسلم ، سنگريزه به نزد من آور . بعد از آنكه آوردم ، مانند آنچه جدّ و پدر و برادرش كرده بودند ، كرد .
ام اسلم زنده بود تا به خدمت على بن الحسين عليه السلام رسيد ، در وقتى كه آن حضرت از
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 233
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٣٣