سوگند ، كه پيغمبر كسى را از خلائق در خلافت و امامت شريك آن حضرت نگردانيد .
بعد از آن ، على عليه السلام را هنگام وفات رسيد ، پس فرزندان خويش را طلبيد و ايشان دوازده پسر بودند ، و به پسران خود فرمود كه : اى پسران من ، به درستى كه خداى عزّوجلّ ابا فرموده ، مگر آنچه در من سنّت و طريقهاى از يعقوب قرار دهد و به درستى كه يعقوب ، فرزندان خويش را طلبيد و ايشان دوازده پسر بودند . پس ايشان را به صاحب ايشان خبر داد . و آگاه باشيد كه من به صاحبتان خبر مىدهم . بدانيد كه اين دو پسر من ، حسن و حسين عليهما السلام ، پسران رسول خدايند صلى الله عليه و آله . پس بشنويد از ايشان و ايشان را اجابت كنيد ، و امر ايشان را اطاعت نماييد ، و يارى كنيد ايشان را ؛ زيرا كه من ايشان را امين داشتم بر آنچه رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا بر آن امين داشته از خلق و احكام و دين خود كه آن را براى خويش پسنديده .
پس خدا واجب گردانيد از براى حسنين عليهما السلام از جانب على عليه السلام ، آنچه را كه از براى على عليه السلام واجب گردانيد از جانب رسول خدا صلى الله عليه و آله . پس يكى از اين دو را فضيلتى و زيادتى بر صاحب خويش نبود ، مگر به كِبر سنّ و بزرگترى كه امام حسن عليه السلام داشت . و به درستى كه امام حسين عليه السلام ، چون در نزد امام حسن حاضر مىشد ، در آن مجلس سخن نمىگفت تا بر مىخاست .
بعد از آن ، امام حسن عليه السلام را هنگام رحلت رسيد ، اين امر را به امام حسين عليه السلام تسليم نمود .
بعد از آن ، امام حسين عليه السلام را هنگام شهادت رسيد ، دختر بزرگ خود فاطمه دختر امام حسين عليه السلام را طلبيد و نامهء پيچيده و وصيّت نامهء ظاهرى را به او تسليم فرمود ، و حضرت على بن الحسين عليه السلام ناخوشى اسهال داشت ، و مردم چنان اعتقاد داشتند كه آن حضرت از آن آزار ، جان نخواهد برد ، و بعد از آن ، فاطمه نامه را به على بن الحسين عليه السلام داد . و به خدا سوگند كه آن نامه ، به ما منتقل شد » .
حسين بن محمد ، از مُعلّى بن محمد ، از محمد بن جمهور ، از محمد بن اسماعيل بن بزيع ، از منصور بن يونس ، از ابوالجارود ، از امام محمد باقر عليه السلام مثل اين را روايت كرده است .
765 / 7 . محمد بن حسن ، از سهل بن زياد ، از محمد بن عيسى ، از صفوان بن يحيى ، از صبّاح ازرق ، از ابوبصير روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه : مردى از طايفه مختاريّه ( كه ايشان را كيسانيّه نيز مىگويند ) ، مرا ملاقات كرد ، و گمان داشت كه محمد بن حنفيّه امام است . حضرت باقر عليه السلام غضبناك شد و فرمود كه : « آيا به او
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 23
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٣