تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
عرفه و مراد از آن ، امرى است كه خداى عزّوجلّ در باب آن فرو فرستاد كه :
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي »
« 1 » و كمال دين به ولايت على بن ابىطالب عليه السلام بود . و رسول خدا صلى الله عليه و آله در نزد نزول ولايت ، فرمود كه : امّت من تازه عهدند به جاهليّت و در اين تازگى ، از كفر بيرون آمده ، در اسلام در آمده‌اند . و در آن زمان كه ايشان را به اين امر خبر دهم ، در باب پسر عموى خويش هر كسى سخنى خواهد گفت و پيغمبر فرمود كه : من اين را در دل خويش گفتم و به خاطرم خطور نمود ، بىآن‌كه زبانم به آن گويا شود . پس مرا عزيمت قطعيّه‌اى از جانب خداى عزّوجلّ آمد كه دلالت مىكرد كه اين اظهار ، بر سبيل رخصت نيست ، بلكه بر سبيل عزم و حتم است ، و خدا مرا ترسانيد كه اگر در اين باب ، تبليغ رسالت نكنم ، مرا عذاب كند . پس اين آيه فرود آمد كه :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ »
« 2 » . پس رسول خدا صلى الله عليه و آله دست على را گرفت ، و فرمود : اى گروه مردمان ، به درستى كه هيچ پيغمبرى نبوده از آن پيغمبرانى كه پيش از من بوده‌اند ، مگر آن‌كه خدا او را در دنيا عمرى داده ، بعد از آن ، او را طلب فرموده و آن پيغمبر خدا را اجابت كرده ، از دنيا رحلت نموده و عن قريب مرا مىطلبد و من اجابت مىكنم و از من سؤال خواهد و از شما نيز سؤال مىشود . پس شما در جواب چه خواهيد ؟ گفت همه گفتند كه : شهادت مىدهيم كه تو تبليغ رسالت خدا كردى و خيرخواهى نمودى ، و آنچه بر تو بود ، به جا آوردى . پس خدا تو را جزا دهد ؛ بهترين جزاى پيغمبران مرسل . پيغمبر سه مرتبه گفت : بار خدايا ، شاهد باش . بعد از آن ، فرمود : اى گروه مسلمانان ، اين ولّى و صاحب اختيار شما است بعد از من ، پس بايد كه آن‌كه حاضر است از شما ، به غايب برساند » . و امام محمد باقر عليه السلام فرمود : « به خدا سوگند ، كه پيغمبر ، امين خدا بود بر خلائق و احكام و دين خدا ، كه آن را براى خويش پسنديده . بعد از آن ، رسول خدا صلى الله عليه و آله را هنگام وفات رسيد ، على عليه السلام را طلبيد و فرمود : يا على ، مىخواهم كه تو را امين دارم بر آنچه خدا مرا بر آن امين داشته از احكام و علم و خلق و دين خويش كه آن را براى خود پسنديده‌اى زياد . پس به خدا
هامش
( 1 ) . مائده ، 2 . ( 2 ) . مائده ، 67 .