917 / 27 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از ابن ابى عُمير ، از هشام بن سالم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « قائم عليه السلام قيام خواهد نمود در حالى كه از براى كسى در گردن او پيمان و متاركه و صلح و بيعتى نخواهد بود » .
918 / 28 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن فضّال ، از حسن بن على عطار ، از جعفر بن محمد ، از منصور ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : به آن حضرت عرض كردم كه : چون صبح و شام كنم ؟ و امامى را كه به او اقتدا كنم نبينم ، چه كنم ؟ فرمود كه : « چون چنين باشد ، دوست دار آن كسى را كه دوست مىداشتى ، و دشمن دار آن كسى را كه دشمن مىداشتى ، تا آنكه خداى عزّوجلّ امام را آشكار كند » .
919 / 29 . حسين بن احمد ، از احمد بن هلال روايت كرده است كه گفت : حديث كرد ما را عثمان بن عيسى ، از خالد بن نَجيح ، از زرارة بن اعين كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « آن پسر را از غيبت چاره نيست » . عرض كردم : چرا بايد كه غائب شود ؟ فرمود كه :
« مىترسد » . و به دست خويش اشاره به شكمش فرمود . « و اوست كه انتظارش مىبرند ، و او همان است كه مردم در ولادتش شك مىكنند . پس از جملهء ايشان كسانى هستند كه مىگويند :
در شكم مادر است . و ( بنا بر بعضى از نُسخ كافى ، بىنام شده است ، و اول ظاهرتر است ) . و بعضى از ايشان ، كسانى هستند كه مىگويند : پدرش مُرد و فرزندى نگذاشت ، و برخى از ايشان كسانى هستند كه مىگويند : دو سال پيش از وفات پدرش ، متولّد شد » .
زراره مىگويد كه : عرض كردم : مرا به چه چيز امر مىفرمايى اگر آن زمان را دريابم ؟
فرمود كه : « خدا را به اين دعا بخوان : اللّهمّ عرِّفنى نفسك فإنّك إن لمْ تُعرِّفنى نفسَك ، لم أعرِفك ؛ اللّهمّ عرِّفنى نَبيك ؛ فإنّكَ إن لمْ تُعرِّفنى نَبيك ، لم أعرفه قطّ ؛ اللّهمّ عرِّفنى حُجّتَك ، فإنّك إن لمْ تُعرِّفنى حُجّتَك ، ضللتُ عن دينى .
و احمد بن هلال گفت كه : اين حديث و دعا را مدّت پنجاه و شش سال است كه شنيدهام ( و همين حديث با سند ديگر با ترجمهء دعا در همين باب مذكور شد با اختلافى كمى در الفاظ حديث و دعا ) .
920 / 30 . ابو على اشعرى ، از محمد بن حسّان ، از محمد بن على ، از عبداللَّه بن قاسم ، از مفضّل بن عمر ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ :
« فَإِذا نُقِرَ