را چارهاى نيست از غيبت ، و بايد كه غايب شود و او را در حال غيبت خويش چاره نيست از آنكه از خلق دورى گزيند . و خوب منزلى است طيبه ( كه مدينه پيغمبر است صلى الله عليه و آله . و بعضى گفتهاند كه نام محلّى است كه منزل آن حضرت است ) . و با سى كس وحشتى نمىباشد » ( و بعضى احتمال دادهاند كه سى سال مراد باشد ؛ چه آن حضرت هميشه در صورت سى ساله است و اوّل ، ظاهرتر است . و بعضى گمان كردهاند كه مراد از سى كس ، اصحاب آن حضرتاند در غيبت صغرى و اختصاص به صغرى صورتى ندارد ؛ چه معلوم است كه آن حضرت در غيبت كبرى نيز تنها نيست ) .
907 / 17 . و به همين اسناد ، از وشّاء ، از على بن حسن ، از ابان بن تغلب روايت است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « تو چگونه خواهى بود چون گرفتن سخت و جنگ در ميان دو مسجد واقع شود ؟ ( كه مسجد مكّه و مسجد مدينه است و مىتواند كه مسجد كوفه و مسجد سهله مراد باشد ) . بعد از آن علم منقبض شود ؛ چنانچه مار در سوارخ خود به هم جمع مىشود و حلقه مىزند . و شيعيان اختلاف به هم رسانند ، و بعضى از ايشان بعضى را دروغگويان نامند ، و پارهاى از ايشان در روىهاى پارهاى ديگر آب دهان اندازند ؟ » من عرض كردم كه : فداى تو گردم ، در آن هنگام هيچ خوبى نباشد . سه مرتبه فرمود كه : « همهء خوبىها در آن هنگام است » ( چه اينها دلالت مىكنند بر ظهور حضرت قائم ) .
908 / 18 . و به همين اسناد ، از احمد بن محمد ، از پدرش محمد بن عيسى ، از ابن بُكير ، از زُراره روايت است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « به درستى كه قائم را غيبتى مىباشد ، پيش از آنكه قيام كند به امر امامت ؛ زيرا كه مىترسد » . و به دست خود اشاره به سوى شكمش فرمود . - / و مقصود آن حضرت قتل بود - / .
909 / 19 . محمدبن يحيى ، از محمد بن حسين ، از ابن محبوب ، از اسحاق بن عمّار روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « قائم عليه السلام را دو غيبت است : يكى از اين دو غيبت ، كوتاه و ديگرى ، دراز است . و در غيبت اوّل مكان او را نمىدانند مگر شيعيان خاصّ آن حضرت ، و در غيبت آخر ، كسى مكان او را نداند ، مگر مواليان خاصّ آن حضرت » .
910 / 20 . محمد بن يحيى و احمد بن ادريس ، از حسن بن على كوفى ، از على بن حسّان ، از عمويش عبدالرّحمان بن كثير ، از مفضّل بن عمر روايت كردهاند كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « صاحب اين امر را دو غيبت است : يكى از اين دو غيبت ، چنان
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٨١