78 . باب در بيان نهى از اسم و نام بردن آن حضرت عليه السلام « 1 »
884 / 1 . على بن محمد ، از آنكه او را ذكر كرده ، از محمد بن احمد علوى ، از داود بن قاسم جعفرى روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام على نقى عليه السلام كه مىفرمود : تا آخر آنچه در باب اشاره و نصّ بر امام حسن عسكرى عليه السلام گذشت .
( حديث چنين است : از ابوالحسن امام عسكرى عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « خلَف پس از من ، حسن است . پس چگونه است برايتان خلف پس از خلف ؟ » پس عرض كردم : چرا ، خداوند مرا فدايت گرداند . فرمود : « شما شخص او را نمىبينيد ، و برايتان جايز نيست ياد كردن اسم او » . عرض كردم : پس چگونه ياد كنيم او را ؟ پس فرمود : « بگوييد : حجت از آل محمد - صلوات اللَّه عليه و سلامه - » ) . « 2 »
885 / 2 . على بن محمد ، از ابوعبداللَّه صالحى روايت كرده است كه گفت : اصحاب ما بعد از وفات امام حسن عسكرى عليه السلام از من سؤال كردند كه سؤال كنم از اسم و مكان حضرت صاحب الزمان - صلوات اللَّه و سلامه عليه - پس جواب بيرون آمد كه : « اگر ايشان را دلالت كنى بر اسم ، آن را فاش مىكنند ، و اگر مكان را بشناسند بر او دلالت مىنمايند » .
886 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از جعفر بن محمد ، از ابن فَضّال ، از رَيّان بن صلت كه گفت : شنيدم از ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام كه مىفرمود ، در حالى كه از قائم عليه السلام سؤال شده بود كه : « تن آن حضرت ديده نمىشود ، و نامش را نبايد برد » .
887 / 4 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از حسن بن محبوب ، از ابن رئاب ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه : « صاحب اين امر را به نامش مذكور نمىكند مگر كافر » .
79 . باب نادرى در بيان حال غيبت قائم - صلوات اللَّه عليه -
888 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از محمد بن خالد ، از آنكه او را حديث كرد ، از مفضّل ؛ باب نادرى در بيان حال غيبت قائم
هامش
( 1 ) . ظاهر عنوان اين است كه كلينى - رضى اللَّه - چون صدوق - رحمه اللَّه - به حرمت تصريح به اسم آن حضرت - صلوات اللَّه عليه - قائل باشد و از حديث دويم اين باب و از حديث اول و دويم باب سابق ، ظاهر مىشود كه منع از نام بردن آن حضرت عليه السلام و حرمت آن ، مخصوص زمان غيبت صغرى است ، يا هر جا كه خوف و تقيّه باشد ، و بدون آن ، ضررى ندارد و فقير ، اين مطلب را در رسالهء على حده تحقيق نمود . ( مترجم )
( 2 ) . از حديث « چنين است » تا پايان حديث ، در ترجمهء مترجم نيست .