صاحب فتنهاند . « 1 »
( و در بعضى از نسخ ، اعبس « 2 » و اعيبس با عين بى نقطه است ، و در تفسير آن ، چند قول است : يكى آل عباس ، و ديگر خليفه از اولاد او ، و ديگر خود عبّاس يا عبداللَّه پسرش . و هر چند كه علماى رجال در باب عبّاس و عبداللَّه پسرش ، اختلاف بسيار دارند ، و ليكن اعتقاد به ملعونيّت ايشان جرأت مىخواهد ؛ خصوص با ضعف حديث ، و اختلاف نسخ كه مراد از آن معلوم نمىشود . و تتمهء حديث آنكه آن حضرت فرمود كه : )
خدا ايشان را در هر سال و هر ماه و هر روز بكشد ، و ايشان را به زمين فرو برد ، و جامى كه آلت دهان تلخى باشد ( يا صبر كه از هر چيزى تلختر است در آن ريخته ) به ايشان بنوشاند » ( و آنچه مذكور شد ، بنابر اين است كه مراد از پسر ، بهترين كنيزان ، امام محمدتقى عليه السلام باشد ، نه صاحب الامر عليه السلام ، والّا ممكن است كه فاعل اين افعال ، حضرت صاحب - صلوات اللَّه عليه - باشد . و مؤيد اين ، آن است كه ) .
حضرت مىفرمايد كه : « و اوست رانده و رميده كه پدر و جدّ او را كشتند ، و انتقام خون ايشان را نكشيده ، و صاحب غيبت طولانى است كه مردم مىگويند : مرد ، يا هلاك گرديد ، و نمىدانيم كه در كدام وادى سلوك نمود » ( و ليكن در ارشاد و كشف الغمّه ، چنين است كه : از فرزندان اوست ، آن رانده و رميده ، و اين ، مؤيّد وجه اوّل است ، با آنكه مادرِ صاحب عليه السلام ، نوبيّه نبود ، مگر آنكه مادرِ به واسطه مراد باشد ) .
على بن جعفر مىگويد كه : پس امام رضا عليه السلام فرمود كه : « اى عمو ، آيا اين فرزند موجود مىشود مگر از من ؟ » من عرض كردم كه : راست گفتى فداى تو گردم .
74 . باب در بيان اشاره و نصّ بر ابوالحسن ثالث حضرت امام على نقى عليه السلام
847 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از اسماعيل بن مهران روايت كرده است كه گفت :
چون امام محمد تقى عليه السلام از مدينه به سوى بغداد بيرون مىرفت ، و در نوبت اوّل از دو سفر خويش كه به جانب بغداد تشريف برد ، در هنگامى كه بيرون مىرفت ، به خدمت آن حضرت
هامش
( 1 ) . و أعبس ، به فتح اوّل و سيم ، و سكون دويم ، نوعى از گرگ است . و مراد از آن ، در اينجا ، خليفهاى از خلفاى بنىعبّاس است . و در بعضى از نسخ كافى ، اعيبس بر وزن مُهيمن واقع شده ، و آن تصغير اعبس است ، يعنى : بچّه گرگ . ( مترجم )
( 2 ) . در نوشتهء مترجم - / رحمه اللَّه - / أغبس و اغييس آمده ، كه بر اساس نسخهء موجود تصحيح شد .