« نيست خدايى مگر خدا ( كه مستجمع جميع صفات كمال است ) ، در حالتى كه تنهاست و او را شريكى نيست ، و آنكه محمد صلى الله عليه و آله ، بنده و رسول اوست و آنكه ، قيامت آمدنى است و در آن ، هيچ شكّى نيست ، و آنكه خدا برخواهد انگيخت كسانى را كه در قبرهايند ، و آنكه زنده شدن بعد از مردن ، راست است ، و آنكه وعدهء خدا راست است ، و آنكه حساب روز قيامت راست است ، و قضا و قدر خدا و حكم بر وفق حكمت راست است ( يا مراد ، حكم به خلود بهشتيان در بهشت و دوزخيان در دوزخ است ، و اين معنى انسب است به مقام ) ، و آنكه ايستادن در نزد خدا راست است ، و آنكه آنچه محمد صلى الله عليه و آله آورده راست است ، و آنكه آنچه روح الامين ( كه جبرئيل است ) به آن فرود آمده راست است . بر اين اعتقاد زندگى مىكنم و بر آن مىميرم و بر آن مبعوث مىگردم ، اگر خدا خواسته باشد » .
و ايشان را شاهد گرفت كه : « اين وصيّت نامهء من است به خطّ من ، و وصيّت نامهء جدّم اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام و وصيّت نامهء محمد بن على عليه السلام را پيش از اين نوشتهام ، و اين نسخه را از روى آن ، حرف به حرف نوشتهام ( كه يك حرف از اين زياده و كمتر از آن نيست ) ، و وصيّت نامهء جعفر بن محمد مثل اين است .
و به درستى كه من ، على را وصىّ خود گردانيدم ، و پسران خويش را بعد از آن ، با او شريك ساختم ، اگر على خواسته باشد و سلوك راه راست را از ايشان مشاهده نمايد ، و دوست دارد كه ايشان را بر وصايت وا گذارد و ثابت دارد ، اختيار با اوست ، و اگر ايشان را ناخوش دارد و دوست دارد كه ايشان را از وصايت بيرون كند ، اختيار دارد ، و ايشان را با وجود او ، هيچ امرى نيست و رجوعى ندارند .
و على را وصىّ خود گردانيدم ، در باب صدقات و موقوفات و اموال و مواليان و كودكان خويش ، كه ايشان را وا گذاردهام بعد از خود ، و فرزندان من با انضمام ابراهيم و عبّاس و قاسم و اسماعيل و احمد و مادر احمد ، و امر زنان من ، با على است ، نه ايشان . و نيز با اوست ثلث موقوفات پدرم ، و ثلث مال خودم ، كه آن را در هر جا كه صلاح داند ، قرار دهد . و بكند در آن آنچه صاحب مال در باب مال خود مىكند . پس اگر دوست دارد كه بفروشد ، يا ببخشد ، يا عطا كند ، يا به آن تصدّق كند بر آنكه من از براى او معين كردهام و نام بردهام ، و بر غير كسى كه نام بردهام ، اختيار با اوست .
و على ، به منزلهء من است ( كه هر دو يكى هستيم ) ، در باب وصيّت من در خصوص مال ، و
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٠٩