تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
قرار مىدادم ، به جهت آن‌كه من او را دوست مىدارم ، و بر او رأفت و مهربانى دارم ، و ليكن اين امر مفوّض به خداى عزّوجلّ است و اختيار با اوست كه آن را قرار مىدهد در هر جا كه خواهد . و هر آينه به حقيقت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر وصىّ مرا به نزد من آورد ، بعد از آن او را به من نمود و به من فرمود : هر كه با او و از شيعيان او خواهد بود . و همچنين هيچ يك از ما وصىّ نمىشود تا آن‌كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر او را بياورد . با جدّم اميرالمؤمنين على - / صلوات اللَّه عليه - / و من با رسول خدا صلى الله عليه و آله انگشتر و شمشير و عصا و كتاب و دستارى را ديدم ، عرض كردم كه : يا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، اينها چيست ؟ در جواب من فرمود كه : امّا دستار ، نشانهء سلطنت خداى عزّوجلّ است ، و امّا شمشير ، علامت عزّت خداى تبارك و تعالى ، و امّا كتاب ، نور و علوم خداى تبارك و تعالى ، و امّا عصا ، قوّت خدا ، و امّا انگشتر ، جامع جميع اين امور است كه هر كس آن را دارد ، همه را دارد . پس پيغمبر صلى الله عليه و آله به من فرمود كه : امر امامت ، از تو بيرون رفت و به غير تو منتقل شد . عرض كردم كه : يا رسول اللَّه ، او را به من بنما تا ببينم كه كدام‌يك از فرزندان من ، امام است ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : نديدم هيچ‌يك را از امامان كه جَزعش بر جدايى اين امر ، از تو بيشتر باشد . و اگر امامت به دوستى مىبود ، هر آينه اسماعيل به سوى پدرت از تو محبوب‌تر بود ، و ليكن اين امر از جانب خداى عزّوجلّ است » . بعد از آن ، امام موسى كاظم عليه السلام فرمود كه : « همهء فرزندان خود را ديدم ( آنچه از ايشان كه زنده‌اند و آنچه مرده‌اند ) ، پس اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه : اين سيّد ايشان است ، و اشاره فرمود به جانب پسرم على . پس على از من است و من از اويم ، و خدا با نيكوكاران است » . يزيد مىگويد كه : بعد از آن ، امام موسى عليه السلام فرمود كه : « اى يزيد ، اين امانتى است در نزد تو ، پس خبر مده به اين ، مگر كسى را كه عاقل باشد ، يا بنده‌اى كه او را راستگو شناسى . و اگر سؤال شوى از شهادت ، به اين ، شهادت بده و اين است معنى قول خداى عزّوجلّ :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها »
« 1 » . و به ما نيز فرموده :
« وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ »
« 2 » ، يعنى : و كى ستم‌كارتر است ( و مراد اين است كه كسى ستم‌كارتر نيست ) از آن‌كه بپوشد شهادتى را كه در نزد اوست از خدا » ( يا شهادتى كه از جانب خدا باشد ) .
هامش
( 1 ) . نساء ، 58 . ( 2 ) . بقره ، 140 .