است » ( چون طرطوس « 1 » و قيروان « 2 » ، بلكه در وسط معموره است ، كه آن اراضى و جبال ولايت شام است كه زيتون آن ، اجود زيتون است . و يا آنكه معنى آن است كه : نه در شرق است و نه در غرب ، كه آفتاب در آن در بعضى از اوقات روز باشد كه آن وقت شروق و غروب است ، بلكه در همهء طول نهار آفتاب بر آن مىتابد ، مانند زيتونى كه در سر كوه يا در صحراى واسع و هامون « 3 » است و به جهت آن ، ميوهء آن پختهتر است و روغن آن صافىتر . و يا نه دائم در آفتاب است تا بسوزد و نه هميشه در سايه است تا ميوهء آن ، خام بماند ، بلكه هم از شعاع آفتاب بهرهمند و هم از حمايت سايه محفوظ است ) .
و حضرت فرمود كه : « آن درخت ( يعنى ابراهيم عليه السلام ) ، نه يهودى است و نه نصرانى » ( و اين اشاره است به آنچه خداى تعالى در شأن آن حضرت فرموده كه :
« ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ »
« 4 » . پس مراد ، آن است كه آن حضرت عليه السلام ، چكيدهء اهل توحيد است ) .
« يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ »
، يعنى : « نزديك است كه زيت و روغن آن درخت ، خود روشن شود و روشنى دهد » . و حضرت فرمود كه : « نزديك است كه علم جارى و روان شود از آن حضرت و به سبب او » .
« وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ »
، يعنى : « و اگر چه نرسيده باشد به آن زيت ، آتشى ( يعنى از غايت صفا و درخشندگى به مرتبهاى است كه نزديك است كه بىآتش ، روشن شود و روشنايى بخشد ) و اين نور و روشنى است افزوده بر روشنى و بر بالاى آن » .
و حضرت فرمود كه : « مراد ، امامى است كه از آن حضرت عليه السلام به هم مىرسد بعد از امامى ديگر » .
« يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ »
، يعنى : « راه مىنمايد خدا به نور خويش هر كه را كه مىخواهد » . و حضرت فرمود كه : « خدا راه مىنمايد به ائمّه عليهم السلام ، هر كه را مىخواهد » .
« وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ »
« 5 » ، يعنى : « و بيان مىكند خدا اين مثلها را از براى مردمان » ( و معقولات را در صورت محسوسات در مىآورد ، تا همهء مردمان بفهمند ) .
صالح راوى مىگويد كه : به آن حضرت عرض كردم كه :
« أَوْ كَظُلُماتٍ »
( يعنى چه اراده
هامش
( 1 ) . شهرى است در شام و مشرف بر دريا ، نزديك مرقب و عكا .
( 2 ) . اطراف مجموعهء عالم . و يا شهرى كه در زمان معاويه به صورت شهر در آمده و در اقليم سوم عالم قرار دارد و طول آن 31 درجه و عرض آن 30 درجه و 40 دقيقه است .
( 3 ) . دشت و صحرا و بيابان هموار و خالى از بلندى و پستى .
( 4 ) . آل عمران ، 67 .
( 5 ) . نور ، 35 .