شده از قول خداى تعالى :
« أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ »
؟ كه ترجمهء آن اين است كه : يا كردارهاى كافران مانند تاريكىهاى متراكم است و در درياى عميق بسيار آب ) . حضرت فرمود كه :
« مراد از ظلمات ، اوّلى ، و رفيق اوست »
« يَغْشاهُ مَوْجٌ »
، يعنى : « آن دريايى كه دَمْبِدَمْ مىپوشد آن را موجى » .
حضرت فرمود كه : « موج ، سيُم است » .
« مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ »
، يعنى :
« از زير موج دويم ، ابرى است كه روشنى ستارهها را مىپوشد تاريكىها كه پارهاى از آن ، در بالاى پارهاى است » . حضرت فرمود كه : « ظلمات ، دويم كه در مرتبهء دويم ذكر شده ، و بعضى از آن ، در بالاى بعضى است ، معاويه و فتنههاى بنى اميّه است » .
« إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ »
. حضرت فرمود كه : « چون مؤمن دست خويش را در تاريكى فتنهء ايشان بيرون آورد » .
« لَمْ يَكَدْ يَراها »
، يعنى : « نزديك نباشد كه آن را ببيند » ( و هرگاه دست خود را كه اقرب اعضايى است كه ديده مىشوند ، نبيند ، به طريق اولى غير آن را نبيند . و حضرت در اين حديث ، تفسير سحاب را نفرمودند و مىتواند كه ظلمات دويم ، بدل آن باشد . و مىتواند . . . كه جنگ جمل را بر پا كردند ) .
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً »
، يعنى : « و هر كه قرار نداد خدا از براى او روشنى را » . حضرت فرمود : « يعنى امامى را از فرزندان فاطمه عليها السلام » .
« فَما لَهُ مِنْ نُورٍ »
« 1 » ؛ « پس نيست از براى او هيچ نورى » . فرمود : « يعنى امامى در روز قيامت » .
و در تفسير قول آن جناب كه :
« يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ »
« 2 » ، يعنى : « نور آنان كه ايمان آوردهاند ، با پيغمبر مىشتابد و مىرود در پيش روى و به جانب راست ايشان » . فرمود كه : « نور امامان فرقهء مؤمنانند ، كه در روز قيامت مىشتابند در پيش روى مؤمنان و به جانب راست ايشان ، تا آنكه ايشان را در منازل و درجاتى كه اهل بهشت دارند ، فرود آورند » .
على بن محمد و محمد بن حسن ، از سهل بن زياد ، از موسى بن قاسم بَجَلى ؛
و محمد بن يحيى ، از عَمْرَكى بن على ، همه از على بن جعفر ، از برادرش حضرت امام موسى كاظم عليه السلام مثل اين را روايت كردهاند .
523 / 6 . احمد بن ادريس روايت كرده است ، از حسين بن عبيداللَّه ، از محمد بن حسين
هامش
( 1 ) . نور ، 40 .
( 2 ) . حديد ، 12 .