تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 961

مساهمون:

ص٩٦١
گفتم : آرى خدايت از مزيدات خير بيفزايد . فرمود : اى اصبغ ، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در يكى از كوچه هاى مدينه مرا اندوهناك ديد وآثار اندوه در چهره أم نمايان بود ، فرمود : اى أبا الحسن ، تو را اندوهناك مى بينم ؟ آيا تو را حديثي نگويم كه پس از آن هرگز اندوهناك نشوى ؟ گفتم : آرى ، فرمود : چون روز قيامت شود خداوند منبرى بر پا دارد برتر از منابر پيامبران وشهيدان ، سپس خداوند مرا امر كند كه بر آن بالا روم ، آن گاه تو را امر كند كه تا يك پله پايين تر از من بالا روى ، سپس دو فرشته را امر كند كه يك پله پايين تر از تو بنشينند ، وچون بر منبر جاى گيريم احدى از گذشتگان وآيندگان نماند جز آن كه حاضر شود . آن گاه فرشته اى كه يك پله پايين تر از تو نشسته ندا كند : اى گروه مردم ، بدانيد : هر كه مرا مى شناسد كه مى شناسد وهر كه مرا نمى شناسد خود را به أو معرفى مى كنم ، من ( رضوان ) دربان بهشتم ، بدانيد كه خداوند به من وكرم وفضل وجلال خود مرا فرموده كه كليدهاى بهشت را به محمد بسپارم ، ومحمد مرا فرموده كه آنها را به علي بن أبي طالب بسپارم ، پس گواه باشيد كه آنها را به دو سپردم . سپس فرشته ديگر كه يك پله پايين تر از فرشته أولى نشسته بر مى خيزد وبه گونه اى كه همه أهل محشر بشنوند ندا كند : اى گروه مردم ، هر كه مرا مى شناسد كه مى شناسد وهر كه مرا نمى شناسد خود را به أو معرفى مى كنم ، من ( مالك ) دربان دوزخم ، بدانيد كه خداوند به من وفضل وكرم وجلال خود مرا فرموده كه كليدهاى دوزخ را به محمد بسپارم ، ومحمد مرا امر فرموده كه آنها را به علي بن أبي طالب بسپارم ، پس گواه باشيد كه آنها را به دو سپردم . پس من كليدهاى بهشت ودوزخ را مى گيرم . آن گاه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به من فرمود : اى على ، تو به دامان من مى آويزى وخاندانت به دامان تو وشيعيانت به دامان خاندان تو مىآويزند . من ( از شادى ) دست زدم وگفتم : اى رسول خدا ، همه به بهشت مى رويم ؟ فرمود : آرى به پرودگار كعبه سوگند .