تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 893

مساهمون:

ص٨٩٣
مسلح از أنصار آماده شو واين چند نفر را ( 1 ) وأدار تا هر چه زودتر كار را تمام كنند ، وآنان را در خانه اى جمع كن ويارانت را بر در خانه بگمار تا آنان به مشورت پردازند ويك نفر از خود را برگزينند ، اگر پنج نفر يك رأى دادند ويك نفر ديگر مخالفت كرد گردنش را بزن . واگر چهار نفر يك رأى دادند ودو تن ديگر مخالفت كردند گردن آن دو را بزن ، واگر سه نفر يك رأى وسه نفر ديگر رأى ديگر دادند رأى آن سه نفرى كه عبد الرحمن در آنهاست برگزين ، واگر آن سه نفر ديگر بر خلاف آن اصرار كردند گردن آنها را بزن ، واگر سه روز گذشت وبر امرى اتفاق نظر نيافتند گردن هر شش نفر را بزن ومسلمانان را به حال خودشان رها كن تا كسى را براي خود برگزينند . ( 2 ) چون عمر دفن شد ، ابوطلحه آنها را جمع كرد وخود با پنجاه مرد مسلح از أنصار بر در خانه ايستاد . أهل شورا شروع به سخن گفتن كردند ودعوا وستيزه برخاست . نخستين كارى كه طلحه كرد اين بود كه آنان را گواه گرفت كه حق خود را به عثمان بخشيد وبه نفع أو كنار رفت ، زيرا مى دانست كه مردم أو را با على وعثمان برابر نمى دانند وبا وجود آنها خلافت براي أو پا نمى گيرد ، از اين رو خواست با بخشش امرى كه خود از آن بهره اى نداشت ونمى توانست بدان دست يابد جانب عثمان را تقويت وجانب علي عليه السلام را تضعيف كند .
هامش
( 1 ) - يعنى علي عليه السلام ، عثمان طلحه ، زبير ، سعد وقاص وعبد الرحمن بن عوف كه أصحاب شورا بودند . ( 2 ) - در ( منهاج البراعة ) علامه قطب الدين راوندى رحمه الله 1 / 128 آورده است : عباس به علي عليه السلام گفت : حكومت از دست ما رفت واين مرد مى خواهد حكومت در اختيار عثمان قرار گيرد . علي عليه السلام فرمود : من اين را مى دانم ولى در شورا شركت مى كنم ، زيرا عمر اينك مرا شايسته امامت دانسته در صورتي كه قبلا مى گفت : رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است : ( نبوت وامامت در يك خاندان جمع نمى شود ) ، ومن در شورا وارد مى شوم تا معلوم شود كه عمر سخن پيشين خود را تكذيب نموده است وبدين وسيله دروغ أو روشن گردد .
الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 893 | حسين استاد ولي / أحمد الرحماني الهمداني