تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 889

مساهمون:

ص٨٨٩
جز چند تن : سلمان ، أبو ذر ، مقداد ، محمد بن أبي بكر ، عمر بن أبي سلمه وقيس بن سعد بن عباده . عباس به علي عليه السلام گفت : فكر مى كنى چرا دومى قنفذ را مانند ساير كار گزارانش جريمه نكرد ؟ علي عليه السلام نخست به أطراف نگريست ، آن گاه ديدگانش پر از أشك شد وگفت : ما به خدا شكايت مى بريم . . . وزهرا از دنيا رفت در حالي كه هنوز اثر تازيانه قنفذ مانند بازوبند بر بازوى حضرتش بود . ( 1 ) 14 - محدث قمى رحمه الله پس از ذكر جسارت آن قوم به فاطمه عليها السلام گويد : از آنچه گفتيم شدت مصيبت اميرمؤمنان عليه السلام وصبر عظيم أو آشكار مى شود ، بلكه مى توان گفت : برخى از مصائب آن حضرت از مصيبت فرزندش حسين عليه السلام كه همه مصائب در برابر مصيبت أو ناچيز است بزرگتر است ، زيرا در كتاب ( نفس المهموم ) در وقايع عاشورا از قول طبري آورده أم كه شمربن ذي الجوشن به خيام حرم حمله كرد وبا نيزه به خيمه امام حسين عليه السلام زد وفرياد زد : آتش بياوريد تا اين خيمه را بر اهلش آتش زنم . زنان وكودكان فرياد زدند واز خيمه بيرون ريختند ، امام حسين عليه السلام أو را با صداى بلند صدا زد وفرمود : اى پسر ذي الجوشن تو آتش مى طلبي تا خيمه را بر سر خانواده من آتش زنى ؟ خداوند به آتشت بسوزاند ! أبو مخنف از سليمان بن أبي را شد از حميد بن مسلم نقل كرده كه گفت : به شمر گفتم : سبحان الله ! اين ديگر سزاوار تو نيست ، آيا مى خواهى دو صفت را در خود جمع كنى ؟ هم به عذاب خدا ( عذاب آتش ) عذاب كنى وهم كودكان وزنان را بكشى ؟ همين كه مردان را كشتى موجبات رضايت أمير خود را فرآهم آورده اى . شمر گفت : تو كيستى ؟ گفتم : خود را به تو معرفى نمى كنم - وبه خدا ترسيدم كه
هامش
( 1 ) - كتاب سليم / 91 . پدر ومادرم فداى آن آقايى كه در شرايطى قرار داشت كه بايد براي سخن گفتن ملاحظه كند وبه أطراف بنگرد تا بيگانه اى نباشد . واين بارزترين نشانه مظلوميت واستضعاف است .
الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 889 | حسين استاد ولي / أحمد الرحماني الهمداني