أموري كه پايه هاى حكومت تو را مىلرزاند از سازگارى وكوتاه آمدن با دشمنان
كارسازتر است ) .
اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : اما خداوند چنين حكمي نفرموده است اى مالك !
خداوند فرموده : ( جان را به جان قصاص كنيد ) ، ( 1 ) پس ديگر چه جاى اندكى
ستم ؟ ( 2 ) ونيز فرموده است : ( وهر كه مظلوم كشته شود ما قدرتى در اختيار ولى أو
نهاده أيم ( كه انتقام گيرد ) ولى نبايد در قتل اسراف كند چرا كه أو ( از سوى ما )
يارى شده است ) . ( 3 )
أبو بردة بن عوف ازدى - كه از طرفداران عثمان بود ودر جنگ جمل شركت
نكرد ودر جنگ صفين هم با نيتي متزلزل در ركاب حضرت بود - برخاست
وگفت : اى اميرمؤمنان ، به نظر شما اين كشتگانى كه در پيرامون عايشه وطلحه
وزبير به روى زمين افتاده اند گناهشان چه بود ؟ فرمود : آنان شيعيان وكارگزاران مرا
كشتند وآن مرد از قبيله ربيعه عبدي رحمه الله را با گروهى از مسلمانان به جرم آن كه
گفتند : ما مانند شما بيعت را نمىشكنيم ومانند شما خيانت ونامردمى نمىكنيم ،
كشتند ، وبر آنان شوريدند وبه ظلم وستم همه را از دم تيغ گذراندند ، ومن از
آنان خواستم كه قاتلان برادرانم را از ميان اين گروه به من بسپارند تا آنها را
قصاص كنم آن گاه كتاب خدا را ميان خودمان داور كنيم ، اما سر بر تافتند وبه
هامش
( 1 ) - سوره مائده / 45 .
( 2 ) - مقصود امام عليه السلام آن است كه هدف هر چه بزرگ ومهم ومقدس باشد نبايد از راه ظلم وستم
تأمين گردد وهدف مقدس وسيله نامقدس را توجيه نمى كند ، بلكه استفاده از وسيله نامقدس در راه هدف
مقدس ، نقض غرض وخلاف مقصود است . تنها وظيفة ما آن است كه در راه پهناور حق حركت كنيم ،
اگر به مقصود رسيديم چه بهتر واگر نرسيديم مانعى ندارد وگناهى بر ما نيست چرا كه وظيفة رسول تبليغ
است وبس .
( 3 ) - سوره اسراء / 33 . در شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد به نقل از نصر بن مزاحم اين افزوده را
دارد : ( واسراف در قتل آن است كه غير قاتل را بكشى وخدا از آن نهى كرده وستم همين است ) .