تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 769

مساهمون:

ص٧٦٩
نمى پوشاند . ( 1 ) 3 - زيد بن أرقم گويد : علي عليه السلام در مسجد فرمود : به خدا سوگند مى دهم مردى را كه از پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم شنيده كه مى فرمود : ( هر كه من مولاي اويم على هم مولاي أو است ، خداوندا دوست أو را دوست بدار ودشمن أو را دشمن بدار ) برخيزد وگواهى دهد . دوازده نفر از أهل بدر برخاستند شش تن از راست وشش تن از چپ وگواهى دادند ومن هم در ميان شنوندگان بودم ولى كتمان كردم وگواهى ندادم خداوند هم چشم مرا كور كرد . ( 2 ) 4 - وليدبن حارث وديگران از رجال خود نقل كرده اند كه : هنگامى كه أمير مؤمنان عليه السلام از جنايتهاى بسر بن أرطأة در يمن ( كه سى هزار نفر را كشته بود ) با خبر شد ، عرضه داشت : خداوندا ، بسر دين خود را به دنيا فروخت تو هم عقلش را از أو بگير واز دين أو چيزى به جاى منه كه بدان سبب مستوجب رحمت تو گردد . بسر در باقي مانده عمر ديوانه شد وشمشير مى طلبيد ، شمشيرى از چوب برايش تهيه كردند وأو آن قدر با چوب به اين در وآن در مى زد تا بيهوش مى شد وچون به هوش مى آمد باز شمشير مى طلبيد وچوب را به دستش مى دادند وأو همان كار را تكرار مى كرد وپيوسته چنين بود تا مرد . ( 3 ) 5 - سعد خفاف گويد ، به أبو عمرو زاذان گفتم : اى زاذان ، تو بسيار خوب قرآن مى خوانى ، آن را از كه آموخته اى ؟ وى لبخندى زد وگفت : روزى أمير مؤمنان عليه السلام بر من گذشت ومن شعر مى خواندم وچون آواز خوشى داشتم صدايم حضرتش را خوش آمد ، فرمود : اى زاذان ، چرا اين آواز خوش را در قرآن به كار نمى برى ؟ گفتم : اى أمير مؤمنان ، مرا با قرآن چه نسبت ؟ به خدا
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار 41 / 206 . ( 2 ) - همان / 205 . ( 3 ) - همان / 204 .