5 - وفرمود : دنيا همه اش ناداني است جز مكانهاى علم ، وعلم همه اش
حجت است جز آنچه بدان عمل شود ، وعمل همه اش ريا وخودنمايى است
جز آنچه خالص ( براي خدا ) باشد ، واخلاص هم در راه خطر است تا بنده بنگرد
كه عاقبتش چه مى شود . ( 1 )
عمل اگر براي غير خدا باشد وزر وو بال صاحب آن است واگر انفاق به نيت
فخر ومباهات باشد نصيب سگان وعقابان است . در اين زمينه حكايت لطيفى را
كه دميرى در كتاب ( حياة الحيوان ) آورده بنگريد :
امام علامه أبو الفرج أصفهاني وديگران حكايت كرده اند كه : فرزدق شاعر
مشهور به نام همام بن غالب ، پدرش غالب رئيس قوم خود بود ، زماني مردم كوفه
را قحطى وگرسنگى سختى رسيد ، غالب پدر فرزدق مذكور شترى را براي
خانواده خود كشت وغذايى از آن تهيه كرد وچند كاسه آبگوشت براي قومي از
بنى تميم فرستاد وكاسه اى هم براي سحيم بن وثيل رياحى كه رئيس قوم خود بود
فرستاد . سحيم كسى است كه در شعر خود گفته بود : ( من مردى شناخته شده
وخوشنام وبا تجربه وكار دانم ، هر گاه عمامه بر سر نهم مرا خواهيد شناخت )
وحجاج هنگامى كه براي امارت كوفه وارد كوفه شد در خطبه خود به اين شعر
تمثل جست .
وقتي ظرف غذا به سحيم رسيد آن را واژگون ساخت وآورنده را كتك زد
وگفت : مگر من نيازمند غذاى غالب هستم ؟ اگر أو يك شتر كشته من هم شترى
مىكشم . ميان آنان مسابقه شتر كشى راه افتاد ، سحيم يك شتر براي خانواده خود
كشت وصبح روز بعد غالب دو شتر كشت ، باز سحيم دو شتر كشت وغالب در
روز سوم سه شتر كشت ، باز سحيم سه شتر كشت وغالب در روز چهارم صد
هامش
( 1 ) - سفينة البحار 1 / 401 ، مادة خطر .