تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
فرمود : اى ابودجانه ، تو هم باز گرد كه بيعتم را از تو برداشتم ، اما على بماند زيرا أو من است ومن از اويم . ابودجانه بازگشت ودر برابر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نشست وگريست وگفت : نه ، به خدا سوگند ( نمىروم ) ، وسر به آسمان برداشت وگفت : نه ، به خدا سوگند ، من دست از بيعت خود نمىكشم ، من با شما بيعت كرده أم پس به سوى چه كسى بازگردم اى رسول خدا ؟ به سوى همسرى كه مىميرد ، يا خانه اى كه ويران مى شود ، وداراييى كه پايان مى پذيرد ، واجلى كه نزديك شده است ؟ در اين حال پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم به حال أو رقت آورد . ابودجانه به كارزار ادامه داد تا زخمها أو را از پاى در آورد ودر گوشه اى افتاد وعلي عليه السلام در گوشه ديگر بود ، چون أو از پاى در افتاد علي عليه السلام أو را به دوش گرفت وبه نزد پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم آورد . . . ( 1 ) 8 - علي عليه السلام فرمود : در روزگار رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم چون پاره تن أو بودم ، مردم به من مانند ستاره اى در أفق آسمان مى نگريستند ، سپس روزگار مرا فرود آورد تا آن كه فلانى وفلانى را با من برابر ساختند ، سپس مرا با پنج نفر برابر كردند كه برترين آنها عثمان بود ، گفتم : اى اندوه ! اما روزگار به اين هم بسنده نكرد واز قدر من آن قدر كاست كه مرا با پسر هند ( معاوية ) برابر ساخت ! ( 2 ) 9 - علي عليه السلام فرمود : نسبت من با رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مانند بازو با دوش ، وساعد با بازو وكف با دست است ، در كودكى مرا پرورد ، ودر بزرگى برادر خود ساخت ، شما به خوبى مى دانيد كه من با أو مجلس رازي داشتم كه ديگرى از آن آگاه نبود ، وأو به من وصيت كرد نه به ياران وخاندانش ، واكنون چيزى مى گويم كه تا حال به كسى نگفته أم : روزى از پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم خواستم كه در حق من آمرزش
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار 20 / 107 . ( 2 ) - شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 20 / 326 .
الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 65 | حسين استاد ولي / أحمد الرحماني الهمداني