برأت ولايت در قصائد ومدايح
ابن حماد
وأناس يعلون في الدرجات * وأناس يهوون في الدركات
لا يجوز الصراط الا امرؤ * من عليه أبوكم ببراة
( گروهى به درجات بهشت بالا روند ، وگروهى در دركات دوزخ فرو افتند ، از
صراط عبور نكند مگر مردى كه پدر شما برأت به أو بخشيده باشد ) .
ونيز گويد :
لا يجوز الصراط الا من أعطاه * براة وبالنجاة استخصا ( 1 )
( از صراط نگذرد مگر آن كه حضرتش أو را براتى داده ومخصوص به
نجات گردانيده باشد ) .
كاتب
انى وجبرئيل وانك يا اخى * يوم الحساب وذوالجلال يراني
لعلى الصراط فلا مجاز لجايز * الا لمن من ذي الجلال اتاني
هامش
( 1 ) - مناقب ابن شهرآشوب 2 / 157 . شاعر أبو الحسن علي بن عبيد الله بن حماد عدوى بصرى است
كه از بزرگان علما وشعرا ومحدثان شيعه ومعاصر شيخ صدوق رحمه الله بوده است . ( ر . ك : الكنى والألقاب
1 / 265 ، الغدير 4 / 153 ) . علامه أميني رحمه الله گويد : ميان جمال الدين خليعى شاعر وابن حماد شاعر
مفاخرتى رخ داد وهر كدام مديحه خود را براي اميرمؤمنان عليه السلام از مديحه ديگرى بهتر مى دانست ، از اين
رو هر كدام قصيدة اى سروده ودر ضريح مقدس علوي افكندند وداورى را به امام عليه السلام وا گذاشتند . قصيدة
خليعى بيرون آمد وبا آب طلا روى آن نوشته بود : ( أحسنت ) ، وبر روى قصيدة ابن حماد همين جمله با
آب نقره نوشته بود . ابن حماد از اين امر متأثر شد وآن حضرت را مخاطب قرار داده ، گفت : من دوست
قديمى شما هستم واين مرد شيعه تازه وارد است ! آن گاه آن حضرت را در خواب ديد كه به أو مى فرمود :
تو از مايى ، وأو شيعه تازه وارد است ورعايت حال أو بر ما لازم است . ( الغدير 6 / 13 )