تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
پيش هر چيز است وگفته نشود أو را پيشى هست ، در أشياء داخل است نه مانند دخول چيزى در چيزى ، واز آنها بيرون است نه مانند خروج چيزى از چيزى . در اينجا ذعلب مدهوش شد ، سپس گفت : به خدا سوگند ، تاكنون چنين پاسخى نشنيده بودم ، به خدا سوگند ديگر چنين پرسشى نخواهم كرد . سپس فرمود : از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نيابيد . أشعث بن قيس برخاست وگفت : اى اميرمؤمنان ، چگونه از مجوسيان جزيه مى گيرند در حالي كه أهل كتاب آسمانى نيستند وپيامبرى نداشته اند ؟ فرمود : چرا اى أشعث ، خداوند بر آنان كتابي فرستاد وپيامبرى به سوى آنان برانگيخت ، ولى آنان پادشاهى داشتند كه شبى مست كرد ودخترش را به بستر خود فراخواند وبا أو آميزش نمود . چون صبح شد مردم اين خبر را شنيدند ودر خانه أو گرد آمده ، گفتند : اى پادشاه ، دين ما را بر ما آلوده وتباه ساختى ، بيرون بيا تا تو را تطهير كنيم وحد بر تو جارى سازيم . پادشاه گفت : همگى گرد آييد وسخن مرا بشنويد ، اگر راهى براي تبرئه من وجود داشت كه هيچ ، واگر نه تصميم خود را عملي سازيد . مردم گرد آمدند ، پادشاه گفت : آيا مى دانيد كه خداوند كسى را گرامى تر از پدرمان آدم ومادرمان حوا در نزد خود نيافريده است ؟ گفتند : راست گفتى . گفت : مگر أو دختران وپسرانش را به ازدواج يكديگر در نياورد ؟ ( 1 ) گفتند : راست گفتى ، دين همين است . سپس بر همين مسأله عقد بستند ، خدا هم دانش را از دلهاى آنان محو كرد وكتاب آسمانى را از آنان برگرفت ، از اين رو كافرند وبدون حساب داخل دوزخ مى گردند ، ولى وضع منافقان ( از جمله خود أشعث ) از آنان بدتر است . أشعث گفت : به خدا سوگند تاكنون چنين پاسخى نشنيده بودم ،
هامش
( 1 ) - در كيفيت مسأله ازدواج آنان بايد به كتابهاى مفصل وتفاسير مراجعه كرد . وبر فرض چنان باشد كه أو گفته ، باز هم عمل أو توجيه پذير نبوده است ، زيرا آدم عليه السلام خواهر وبرادر را به ازدواج هم در آورد نه آن كه خود با دخترش درآميخت . ( م )