من آر ) معنايش اين بود كه نمى دانست أو محبوبترين خلق خداست ؟ چگونه
پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم أو را نمى شناخت در صورتي كه در برخى اخبار آمده كه گفت :
( خداوندا ! محبوبترين آفريدگانت در نظر خودت ومرا بياور ) ، ودر خبر ديگرى
است كه به علي عليه السلام فرمود : ( چه چيز تو را از آمدن نزد من باز داشت ) ؟ ونيز در
خبر ديگرى است كه فرمود : ( چه سبب شد كه دير آمدى ) ؟ پس پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم أو را
مى شناخت ولى به طور مبهم بيان كرد ونگفت : خدايا على را بفرست ، تا تعيين
آن فرد از سوى خداى سبحان حاصل شود ومردم مستدلا بدانند كه علي عليه السلام
همان محبوبترين خلق به نزد خداست ) ( 1 ) .
سوم - در مواقف وشرح آن آمده است : ( اين حديث نمى رساند كه آن
حضرت در همه چيز محبوبترين بوده است ، زيرا مى توان تقسيم كرد ولفظ ( كل )
و ( بعض ) را آورد . نمى بيني كه مى توان استفسار نمود وپرسيد : آيا أو محبوبترين
در همه چيزهاست يا در برخى چيزها ؟ بنابر اين دلالت بر افضليت مطلق ندارد ) .
علامه مظفر رحمه الله در پاسخ گويد : ( اطلاق با نبود قرينه اى كه بر خصوص دلالت
دارد در مثل چنين مقامي عموميت را مى رساند . نمى بيني كه كلمه شهادت
( لا إله ا لا الله ) توحيد مطلق را مى رساند ؟ در صورتي كه مطابق گفتار بالا مى توان
گفت : كه بر توحيد مطلق دلالت ندارد ، زيرا مى توان استفسار نمود كه آيا در همه
چيز معبودى جز أو نيست يا فقط در آسمان يا در زمين وأمثال آن ؟ بنابر اين نفى
مطلق شرك ( واثبات مطلق توحيد ) را نمى رساند ! واين مطلبي است كه هيچ
هامش
( 1 ) - سخن ابن تيمية بدان ماند كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم در روز خيبر نيز نمى دانست كه فردا پرچم را به دست
چه كسى خواهد سپرد ! واگر نمى دانست چگونه آن را به علي عليه السلام داد ؟ بايد توجه داشت كه اين گونه سخن
جنبه فنى دارد واز كسى صادر مى شود كه از مطلب آگاه است ولى آن را به طور كناية برگزار مى كند تا
بهتر روشن شود ، كه گفته اند : ( كناية رساتر است در رساندن مقصود ) . واين را آشنايان به أدبيات
مى دانند . ( م )