يك . در صحيح البخارى و صحيح مسلم ، از عايشه نقل شده است : هنگامى كه بيمارى پيامبر خدا ( ص ) سنگين شد و درد ايشان ، شدّت يافت ، آن حضرت از زنانش اجازه گرفت تا در خانهء من ، از ايشان پرستارى شود و همگى ، اجازه دادند . . . . « 1 »
پرستارى از پيامبر ( ص ) در خانهء عايشه
دو . در حديث ديگرى آمده است : بيمارى پيامبر خدا ، در خانهء ميمونه ، شروع شد . در آن جا بود كه حضرت ، از ديگر زنانش اجازه خواست تا ايام بيمارىاش را در خانهء عايشه به سر ببرد . آنها نيز به ايشان ، اجازه دادند . « 2 »
سه . بخارى ، در صحيح خود ، از عايشه نقل مىكند : پيامبر خدا ، در بيمارى وفاتش ، پيوسته مىپرسيد : « من ، فردا كجا هستم ؟ » .
در واقع ، او به انتظارِ نوبت [ رفتن به خانهء ] عايشه بود . پس [ ديگر همسران ، ] به حضرت ، اجازه دادند تا در خانهء عايشه بسترى شود . « 3 »
چهار . مسلم ، در صحيح خود ، از عايشه روايت مىكند : پيامبر خدا ، پيوسته مىپرسيد : « من ، امروز كجا هستم ؟ » و « فردا ، كجا هستم ؟ » و به انتظار نوبت [ رفتن به خانهء ] عايشه بود . « 4 »
هامش
( 1 ) . صحيح البخارى ، ج 3 ، ص 63 ( باب « مرض النبى ( ص ) » ) و ج 4 ، ص 9 ( كتاب الطب ) ؛ صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 20 ) .
( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 21 .
( 3 ) . صحيح البخارى ، ج 3 ، ص 175 ( كتاب النكاح ، باب « إذا استأذن الرجل أزواجه أن يمرض فى بيت بعضهن » ) و ج 3 ، ص 64 ( باب « مرض النبى ( ص ) » ) .
( 4 ) . صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 137 ( باب « فضائل عائشة » ) .