ابن سعود مطابق ميل خود در تمام مسائل شهرهاى حجاز دخالت مىنمود » « 1 » .
وهابيها از آغاز تأسيس اين مذهب تا به امروز به اصل « يا وهابيت و يا شمشير » عمل مىكنند ، زيرا اينكار با غريزه ثانوى آنها يعنى قتل و غارت مطابق بوده و آنانرا ارضا مىنمايد .
در سال 1345 هجرى قمرى چهارده تن از علماى وهابى از ملك عبد العزيز خواستند كه شيعيان استان قطيف و احساء را به قبول وهابيت مجبور سازد و حتى پيشنماز و مؤذن وهابى برايشان تعيين كند و حسينيهها و مسجد حمزه و ابى رشيد را ويران نمايد و هركس از پذيرش وهابيگرى سرباز زند او را تبعيد كرده « 2 » و كليه املاك و داراييش را مصادره و خود تصاحب كند مانند همان كارى كه صهيونيستها با اعراب فلسطين انجام دادند
و بالاخره پيمانى بدينصورت بين فرزندان و پيروان محمد بن عبد الوهاب بسته شد : عدالت ، دوستى ، مهربانى ، انسانيت ، زندگى و غيره . . .
اهميت و ارزشى نداشته و آنچه مهم است اين شعار است كه : « الوهابيه او السيف » . . . و اينچنين اين سنت از حالا تا روز قيامت دامنگير محمد بن عبد الوهاب خواهد بود زيرا او مردم را به نهضتى با اين ايده دعوت نمود و
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد به تأريخ نجد عبد اللّه فيليپى : 41 ، چاپ المكتبة الأهلية بيروت .
( 2 ) . نگاه كنيد به كشف الارتياب فى اتباع محمد عبد الوهاب آقاى الأمين به نقل از روزنامه « الرأى العام » دمشق ، شماره 19 ، ذيقعده سال 1345 ه .