كرده بود كه غنائم و اموالى كه در جنگ بهدست خواهد آمد به مراتب از مالياتها زيادتر خواهد بود « 1 » .
اين غنائم ، جز گوسفند و شتر كه يگانه دارائى مسلمانان صحراى نجد بود و معيشت خود و فرزندانشان را از اين طريق تهيه مىنمودند چيز ديگرى نبود و شيخ با اعوان و انصارش با آنها مىجنگيد و ابزار زندگى آنها را از دستشان مىگرفت و پس از آنكه خون قربانيان فراوانى را روى زمين مىريختند و زنان و فرزندانى را بىسرپرست مىگذاشتند به شهر درعيه مركز فرماندهىشان برمىگشتند .
شيخ چهار پنجم اموال غارت شده از مسلمانان را بين پيروان خود قسمت مىكرد و يك پنجم آنرا به خزانه كه تنها او و ابن سعود مىتوانستند از آن استفاده كنند ، واريز مىكرد .
عبد اللّه فيليپى در تاريخ نجد مىنويسد : « شيخ براى شاگردان خود راجع به جهاد مقدس تعليمات كافى داده در اعماق دلشان عقيده عميقى نسبت به آن بهوجود آورده بود و مخصوصا اين امر با طبع ثانوى عرب كه علاقه شديد به قتل و غارت دارند ، بسيار سازگار بود .
شيخ به كمك يك پنجم اموال غارت شده كه به خزانه مركزى واريز مىشد و او و پادشاه سعودى با استفاده از آن تمام نيازمنديهاى خود را بر طرف مىساختند در عرض دو سه سال بسيار قدرتمند شد و دوشادوش
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به تأريخ نجد عبد اللّه فيليپى : 39 ، چاپ المكتبة الأهلية بيروت .