شريعت مسيحيت است ؛ زيرا خداوند او را امر كرد به تحمل مسئوليت سنگين و طاقتفرساى حمل عيسى مسيح بدون وجود پدر تا زمينهسازى براى نبوت او گردد و بعد از اين او را امر نمود كه به سوى بنى اسرائيل برود و با آنها هيچ صحبتى نكند و اشاره به طفل نمايد تا آن طفل به سخن درآيد و در اوان طفوليت با آنها تكلم كند و مريم عليها السلام شروع به تبليغ دين جديد نمود بدون آنكه نبى و يا رسولى و يا حتى عيسى اين امر الهى و مسئوليت خطير را بر عهدهء او گذارده باشند و اين معناى آيهء كريمه است :
وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ آيَةً .
بنابراين اگر حجيت مريم و آنچه بر او نازل گشت و مقام و منزلت او نبود چهبسا كه معجزهء الهى ولادت عيسى بدون وجود پدر نيز باطل مىگشت به اينكه گفته شود - العياذ باللّه - كه او بچهاى در راه پيدا كرده يا اينكه پنهانى ازدواج كرده و امثال آن و بالاترين وجه حجيت آن حضرت از اين آيهء كريمه استفاده مىشود :
فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا .
« 1 »
اينگونه مجاهدت و به خطر انداختن آبرو تنها به امر خداوند تعالى ميسّر است و اين حكمت بالغهء الهى در نزد مريم را مىرساند به گونهاى كه برپا داشتن دين خدا مقدور نبود مگر به وسيلهء عرض و آبرويش و در معرض خطر انداختن عصمت و طهارتش و بعد هم به جاى رفع شبهه كردن از خود امر به سكوت مىگردد .
هامش
( 1 ) . مريم ( 19 ) آيهء 29 : « ( مريم ) به او اشاره كرد ؛ گفتند : چگونه با كودكى كه در گهواره است سخن بگوييم » .