طرد : دور كردن .
رجم : سنگسار كردن .
انتهاء : بازگشتن .
فتح : حكم .
فلك : كشتى . مفرد و جمع اين كلمه يكسان است .
مشحون : پر .
اعراب :
ما عِلْمِي
: « ما » حرف نفى « علمى » مبتدا
« بِما كانُوا يَعْمَلُونَ »
جار و مجرور و خبر و متعلق بمحذوف .
مقصود :
اكنون به شرح داستان نوح پرداخته ، مىفرمايد :
كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ
: قوم نوح رسولان را تكذيب كردند . بديهى است كه اگر كسى يكى از انبياء را تكذيب كند ، همهء آنها را تكذيب كرده است .
زيرا هر پيامبرى كه از جانب خدا بيايد مردم را امر مىكند كه همهء انبياء را تصديق كنند . امام باقر ( ع ) مىفرمايد : منظور از رسولان نوح و پيامبرانى است كه ميان نوح و آدم بودند .
إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ
: نوح كه برادر نسبى آنها بود نه برادر دينى ، به آنها گفت : چرا با تكذيب من از عذاب خداوند نميپرهيزيد ؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ
: من رسولى هستم كه ميان شما و خدا امينم و خيانت نميكنم .
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ
: باطاعت و عبادت خويش از خدا بپرهيزيد و مرا در ايمان و توحيد مطيع باشيد .
وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ
إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ
: من در برابر دعوتم بتوحيد از شما مزدى نميخواهم . مزد من بر آن خداوندى است كه همهء