وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً
: و مردم آن را گروه بندى كرد . قتاده گويد : ميان بنى - اسرائيل و قبطيان فرق ميگذاشت . دستهء اول را دچار ذلت و بردگى كرده و به كارهاى سخت واميداشت و دستهء دوم را اكرام ميكرد . برخى گويند : مقصود اين است كه بنى اسرائيل را براى اينكه بهتر بتواند آنها را به خدمت وادارد و رام كند ، گروه بندى كرده بود .
يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ
يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ
: گروهى از مردم يعنى بنى اسرائيل را ضعيف ساخته ، پسرانشان را سر مىبريد و دخترانشان را زنده مىگذاشت . زيرا كاهنان به او گفته بودند : در بنى اسرائيل پسرى تولد مىشود كه سبب زوال ملك تو خواهد شد .
سدى گويد : فرعون در خواب ديد كه آتشى از بيت المقدس آمد و خانههاى مصر را فرا گرفت . آن گاه قبطيان را سوزانيد و بنى اسرائيل را رها كرد . از اهل دانش تعبير خواست . گفتند : از اين سرزمين مردى بر ميخيزد كه هلاك مصر بدست اوست .
إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ
: فرعون مرد مفسدى بود كه بيگناهان را ميكشت و معصيت ميكرد .
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ
: فرعون اراده كرده بود كه بنى اسرائيل را براندازد و ارادهء ما اين بود كه بر آنها كه ضعيف شده بودند منت گذاريم .
وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً
: و آنها را پيشوايان خير و رهبران حقيقت قرار دهيم . اين معنى از ابن عباس است . قتاده گويد : يعنى به آنها ملك و سلطنت بخشيم . اين قول هم در نتيجه با قول اول يكى است . زيرا كسانى كه خداوند به آنها ملك و قدرت بخشد ، البته پيشوايان خير و حقيقت خواهند بود . اما آن كسانى كه بر مسند قدرت و حكومت ، بمردم ستم روا دارند ، حكومتشان نه از جانب خداست . چنان كه مىفرمايد :
« فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً »
( ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم و ملكى عظيم به آنها بخشيديم : نساء 54 ) ملك و حكومتى كه از جانب خداست واجب الاطاعة است و بنا بر اين امامان و جانشينان