در اينجا مستمع به جاى سامع به كار رفته . زيرا مستمع طلب كنندهء شنوايى است و محال است كه خداوند طلب شنوايى كند ، بلكه بدون طلب و جستجو هر چيزى را مىشنود .
اينكه خطاب جمع كرده ، بخاطر اين است كه موسى و هارون را بمنزلهء جمع قرار داده است . « 1 »
فَأْتِيا فِرْعَوْنَ فَقُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ
: پيش فرعون بيائيد و بگوئيد : خداوند ما را فرستاد تا ترا به عبادت و ترك شرك فرا خوانيم .
اينكه كلمهء رسول را مفرد آورده ، بخاطر اين است كه اين كلمه بر مفرد و بيشتر از مفرد اطلاق مىشود . بعضى هم معتقدند كه اين كلمه مصدر است . زيرا همانطورى كه مصدر بجاى صفت به كار مىرود ، صفت نيز بجاى مصدر استعمال مىشود .
پس رسول يعنى « ذو رسالة »
أَنْ أَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ
: خداوند به تو دستور داده است كه بنى اسرائيل را با ما بفرستى و آنها را از بردگى آزاد كنى .
قالَ أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً
: فرعون بموسى گفت : مگر تو همان كودكى نيستى كه ترا تربيت كرديم و در ميان افراد خانوادهء خود نگاهدارى كرديم ؟
وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ
: تو همان هستى كه سالهايى بسيار يعنى 18 سال و بقولى 30 سال و بقولى 40 سال در ميان ما بودهاى ! مقصود فرعون است كه بر موسى منت بگذارد . برخى مىگويند : بدينوسيله فرعون پستى خود را آشكار كرد .
وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ
: تو همان هستى كه آن مرد قبطى را كشتى و كفران نعمت ما كردى و حق تربيت ما را فراموش نمودى . برخى گويند : يعنى تو از دين برگشتهاى و بدينوسيله كافر شدهاى .
قالَ فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ
: موسى در جواب گفت : من اين كار را در آن زمان مرتكب شدم و نمىدانستم كه منجر بقتل مىشود .
هامش
( 1 ) - بلكه ممكن است منظور موسى و فرعون و ديگر حاضران مجلس فرعون باشند .