اما موسى به اين جسارت وى اعتنايى نكرد و هم چنان به تبليغ و تأكيد حجت پرداخت .
قالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ
: ديگر باره به فرعون گفت : اگر شما عقل و تدبير داريد ، او خداى مشرق و مغرب و خداى چيزهايى است كه ما بين مشرق و مغرب قرار دارند .
برخى گويند : يعنى اگر بدانيد كه هر كس داراى اين صفات است ، مستحق عبادت است .
نظر به اينكه استدلالهاى موسى طول كشيده و فرعون از عهدهء جواب بر نيامده بود ، زبان به تهديد گشود .
قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ
: گفت : اگر خدايى جز من اختيار كنى ، ترا به زندان مىافكنم ، مىگويند : فرعون هر كه را به زندان مىافكند ، بيرونش نمىآورد تا بميرد .
قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ
: موسى بدنبال تهديد فرعون گفت : آيا اگر مطلبى روشن براى تو بگويم كه بصدق آن آگاه باشى و بكذب گفتار خود پى ببرى و به رسالت من يقين پيدا كنى ، باز هم مرا به زندان مىافكنى . « 1 »
هامش
( 1 ) - ميگويند : مردم امروز فرصت خواندن داستانهاى طولانى ندارند ، از اينجهت بايد براى آنها داستانهايى كوتاه نوشت كه در زير عينك آن بتوانند حقائق تازهاى مشاهده كنند ، امروز ديگر فرصتى نيست كه مردم داستانهاى درازى چون هزار و يك شب و . . . بخوانند . كسانى كه مطلب تازهاى ندارند كه بوسيلهء داستان كوتاه بمردم عرضه كنند ، نبايد دست بقلم ببرند و بمردم خيانت كنند . اين است عقيدهاى كه امروز در بارهء داستان نويسى اظهار ميدارند .
خوشبختانه قرآن كريم ، اين رويه را در 15 قرن پيش ابداع كرده است چنان كه ملاحظه ميكنيد در همين قصهء كوتاه ، تازهترين و ارزندهترين مطلب را به بشر عرضه مىدارد و نمونهء بارزى از استقامت و پايدارى مردى كه براى نجات گروهى اسير و گرفتار قيام كرده و لجاجت و استبداد مردى كه حاضر نيست در برابر منطق رسا و دنيا پسند موسى سر تسليم فرود آورد ، بيان ميدارد .