تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
مىكردند ، گفت : چرا مىگوييد : اگر آنچه تو آورده‌اى حق است ، عذاب بر ما نازل كن ؟ چرا طلب رحمت نميكنيد ؟ در اينجا عذاب « سيئه » خوانده شده است زيرا درد و الم در بردارد و به علاوه كيفر سيئه است .
لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
: چرا از خدا طلب مغفرت نميكنيد تا به شما رحمت كند و از گناه شرك شما چشم بپوشد .
قالُوا اطَّيَّرْنا بِكَ وَ بِمَنْ مَعَكَ
: گفتند : ما ترا و آنهايى كه بدين تو آمده‌اند ، بفال بد گرفته‌ايم . علت اين بود كه باران نيامده و دچار قحطى و گرسنگى شده بودند ، از اينرو گفتند : اين شومى و بدبختى بخاطر شماست كه دامنگير ما شده است .
قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ
: صالح گفت : اين شومى بخاطر كفرتان دامنگيرتان شده است . نمونهء اين مطلب را در قصهء موسى دارد :
« يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ »
( موسى و پيروانش را بفال بد گرفتند . بدانيد كه شومى آنها بواسطهء كفرشان از ناحيهء خداست : اعراف 131 )
بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ
: ابن عباس گويد : يعنى شما مردم به نيك و بد امتحان مىشويد . محمد بن كعب گويد : يعنى به سبب اعمال زشتتان گرفتار كيفر مىشويد . برخى گفته‌اند : يعنى به طاعت و معصيت خدا امتحان مىشويد .
وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ
: در شهر صالح كه همان حجر است نه نفر از اشراف بودند كه گمراه بوده در كشتن ناقهء صالح كوشش ميكردند و خدا را اطاعت نميكردند . ابن عباس نام آنها را اينطور ذكر كرده : قدار بن سالف ، مصدع ، دهمى ، دهيم ، دعمى ، دعيم ، اسلم ، قتال و صداف .
قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ
: اينها گفتند : قسم بخوريد به خدا كه صالح و اهلش را شبانه بكشيم .