« ابو مرة » او را صدا كنيد .
مقاتل گويد : نرمى كردن با او اين است كه به او بگويند :
« هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى »
( النازعات 79 و 80 ) آيا ميخواهى تزكيه شوى و ترا هدايت كنم بسوى خدايت كه از او بترسى .
گويند : موسى نزد فرعون رفت و به او گفت : ايمان آور بخداى جهان تا جوانى و ملك تو پايدار بماند و تا آخر عمر از لذائذ زندگى اين جهان برخوردار باشى و پس از مرگ داخل بهشت شوى . فرعون در تعجب ماند و چون بدون هامان در كارها تصميم نمىگرفت ، هنگامى كه هامان آمد جريان را برايش تعريف كرد .
هامان گفت :
- تو داراى عقل و تدبير روشن هستى . تو خدايى و حالا مىخواهى بندهء خداى ديگرى شوى و ديگرى را پرستش كنى .
يحيى بن معاذ بدرگاه خدا عرض مىكرد : هذا رفقك به من يدعى الربوبية فكيف رفقك به من يدعى العبوديه » اين است مدارايى تو با كسى كه ادعاى خدايى مىكند . چگونه است مدارايى تو با كسى كه ادعاى بندگى مىكند ؟ ؟
لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى
: او را از روى اميد و انتظار دعوت كنيد ، نه از روزى يأس و عدم انتظار . بديهى است كه اگر انسان كارى را از روى اميد انجام دهد ، بهتر به ثمر مىرسد تا كارى را از روى يأس انجام دهد .
زجاج مىگويد : يعنى شما به اميد و طمع هدايت پيش فرعون برويد و خداوند به آنچه خواهد شد آگاه است . هميشه پيامبران به اميد و انتظار اينكه مردم سخنانشان را بپذيرند ، مبعوث مىشوند .
در اينجا قرآن كريم ميخواهد مقصود از بعثت موسى را كه عبارت است از بر - طرف كردن غفلت فرعون از ربوبيت خداوند و بندگى خودش و ترسانيدن وى از كيفر الهى بيان دارد . در دعوت مردم و در امر بمعروف و نهى از منكر بايد كمال نرمش و