با سرعت مىربايد يا اينكه باد او را به جاى دور دستى مىبرد .
زجاج ميگويد : بر حسب اين آيه ، دورى مشرك از خدا مانند دور افتادن كسى است كه از آسمان بيفتد و مرغ او را بربايد يا باد او را بجاى دور دستى برد .
ديگران گويند : مشرك را به كسى تشبيه كرده است كه از آسمان سقوط مىكند و هيچ راه نجاتى ندارد و سرانجام هلاك مىشود .
ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ
: همين است كه گفتيم .
در بارهء شعائر خدا اختلاف است . برخى گويند : مناسك حج است ، برخى گويند :
قربانى حج است كه بايد حيوان سالم انتخاب و فربه كرد . در روايت است كه : شعائر جمع شعيره ، به معناى شترى است كه كوهان آن از سمت راست بشكافند تا معلوم باشد كه براى قربانى است پس بهتر آن است كه چاقتر و بزرگتر باشد . بعضى گويند :
شعائر خدا يعنى دين خدا و تعظيم آن يعنى التزام به آن .
يعنى هر كس تعظيم كند شعائر خدا را ، نشان داده است تقواى قلبى خود را ، بديهى است كه تقواى حقيقى همان تقواى قلبى است . بعضى گويند : يعنى صدق نيست .
لَكُمْ فِيها مَنافِعُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
: در اين شعائر براى شما منافعى است تا وقتى كه قربانى شود .
اگر مراد از شعائر قربانى باشد ، منافع آن عبارت از سوار شدن و استفادهء از شير آن . از امام باقر ( ع ) نيز چنين روايت شده است . بنا بر اين تا اين حيوان قربانى نشده ، مىتوان از منافع آن استفاده كرد .
اما برخى مىگويند : تا وقتى كه حيوان نام قربانى رويش گذاشته نشده ، مىتوان از فوائد آن برخوردار شد ولى همين كه نام قربانى رويش گذاشته شد ، نبايد از منافع آن استفاده كرد . البته قول اول صحيحتر است . زيرا پيش از آنكه قربانى ناميده شود ، شعائر نيست .
اگر مراد از شعائر ، مناسك حج باشد ، مقصود از منافع تجارت است تا بازگشت از مكه .